انواع غذاها و طرز پخت غذاهای ایرانی

انواع گیاهان خوراکی و طرز تهیه غذاهای ایرانی و آموزش آشپزی با گوشت پرندگان

گیاهان

نعنا
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از نعناع)
نعنا
پونه آسیایی
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو:     گیاهان
(طبقه‌بندی‌نشده):     گیاهان گلدار
(طبقه‌بندی‌نشده):     دولپه‌ای‌های نو
(طبقه‌بندی‌نشده):     آستریدها
راسته:     نعناسانان
تیره:     نعناعیان
تبار:     Mentheae
سرده:     Mentha
L.
گونه شاخص
نعناع زینتی
L.
Species

متن را ببینید
مزرعه نعناع تنگ طه

نعنا[۱] یا نعناع، پونه، پودنه (نام علمی: Mentha) گیاهی است از رده دولپه‌ای‌های پیوسته گلبرگ که سردسته تیره نعناعیان و از سبزی‌های خوراکی است. این گیاه تمام اسانس‌ها و خواص پونه را دارد؛ ولی برگ‌هایش کرک کم‌تری دارند و بریدگی‌های کنار برگ‌های آن بیش‌تر از پونه و اسانس آن نیز ملایم‌تر است. نعناع گیاهی است علفی و پایا. ساقه‌های آن دونوع خزنده و زیر زمینی می‌باشند. از میان ریشه‌ها، یک شاخه قائم و برگدار کوچک خارج می‌شود که برگ‌های آن متقابل، بیضوی، نوک تیز، دندانه دار و کمی پوشیده از کرک بوده و از تمامی قسمت‌های آن بوی معطر و مطبوعی استشمام می‌شود. ساقهٔ این گیاه چهارگوش و به رنگ قرمز مایل به بنفش یا مایل به ارغوانی است. گل‌های آن در ماه‌های مرداد و شهریور ظاهر می‌گردند. رنگ گلی یا ارغوانی مایل به بنفش دارند و به تعداد زیاد در مجاور یکدیگر به نحوی مجتمع می‌رویند.[۲]

نعنا گیاهی است با ریشه هوایی و ساقه‌های مستقیم و چهارگوش، و برگ‌های آن به طول ۳ تا ۵ سانتی‌متر، متقابل، نیزه‌ای یا دوکی است، حاشیهٔ آن دارای بریدگی‌های عمیقی است، بریدگی‌های کناره آن نوک تیز است. کرک برگ‌های نعنا کم است. نعنا سبز معمولاً در سرتاسر جهان کشت می‌شود. این گیاه در نواحی شمال ایران و اطراف تهران به حالت وحشی و پرورشی می‌روید.[۳][۴]

نعنای قرمز گونه‌ای از نعنا است که در لبه رودخانه‌ها و در جریان آب‌های ملایم و کم‌عمق می‌روید و چون برگ‌هایش قرمزرنگند به این نام خوانده می‌شود.

محتویات

    ۱ گونه‌ها
    ۲ خواص دارویی و کاربرد
    ۳ پانویس
    ۴ منابع

گونه‌ها

    پونه (گیاه) Mentha pulegium
    منتا رکوینی Mentha requienii
    نعنای آبی Mentha aquatica
    پونه آسیایی Mentha longifolia
    نعناع زینتی Mentha spicata[۵]
    نعناع سیبی Mentha suaveolens
    نعنای فلفلی Mentha piperita
    نعنای وحشی Mentha arvensis
    Mentha asiatica
    Mentha australis
    Mentha canadensis
    Mentha cervina
    Mentha citrata
    Mentha crispata
    Mentha dahurica
    Mentha diemenica
    Mentha laxiflora
    Mentha sachalinensis
    Mentha satureioides
    Mentha vagans

خواص دارویی و کاربرد
برگ نعنا
نعناع تنگ طه

این گیاه همه آثار نیرودهنده و بادشکن و خلط‌آور پونه (گیاه) را داراست.

منتول موجود در نعناع به طور اختصاصی تولید ۳ مدیاتور اصلی التهاب توسط منوسیتها را مهار می‌کند. سنتز لکوترینB4، پروستاکلاندین و اینترلوکین۱ توسط منتول مهار می‌شود؛ بنابراین در درمان بیماریهای التهابی نظیر آسم برونشیال، کولیت و رینیت آلرژیک بسیار مؤثر است.[۶] از انساج نعنا نوعی کافور قابل تبلور نیز به دست می‌آورند که مانند کافور معمولی به کار می‌رود. دم‌کرده برگ نعنا را برای تقویت و رفع نفخ معده و روده مصرف می‌کنند.

برگ‌های خشک و نرم شده نعنا را برای خوشبو کردن ماست و دوغ و سرخ‌شده آن را در روغن که به نام نعنا داغ موسوم است برای خوشبو کردن برخی آش‌ها به کار می‌رود.

    طبع نعنا گرم و خشک است.
    برای سوء هاضمه می‌توان از عرق نعنا یا دمکردهٔ نعنا بعد از غذا استفاده کرد.
    یک نوشیدنی خوب، سرد و مفید برای تابستان نعنا می‌باشد. ۱۰ گرم نعنا را در یک لیتر آب بجوشانید و میل کنید. هر روز استفاده نشود.
    یک گرم نعنا مانند چای دم کرده میل شود ولی هر روز استفاده نشود.
    یک شیرپاک کن مناسب برای پوست‌های چرب: ۲۰ گرم نعنای تازه، ۲۰ گرم جعفری تازه خرد شده رادر ۲۰۰ گرم شیرمخلوط نموده ۱۲ ساعت بگذارید بماند. سپس صاف نموده در یخچال نگهداری کنید. این شیرپاک کن علاوه براین که چربی پوست را از بین می‌برد، برای جوش و لک هم مناسب می‌باشد.
    برای جلوگیری از شپش، موهای خود را با جوشانده نعنا بشویید.
    کسانی که کلسترول دارند بعد از غذا و عصرها از دمکردهٔ چای نعنا به مدت دو هفته در ماه بنوشند.
    دمکرده نعنا غلظت خون را طبیعی می‌کند.
    جهت درمان درد گوش آب نعنا را با عسل مخلوط کرده، پنبه‌ای را به آن آغشته کرده، در آن بگذارید.
    برای درد قلب و خفقان، نعنا را با پرسیاوشان جوشانده، صبح و عصر میل شود.
    هنگام تهیه ترشی برای این که آن ترشی برای اعصاب زیان آور نباشد، داخل آن نعنا بریزید.
    برای تقویت اعصاب، نان و پنیر و نعنا بسیار مؤثر است.
    اگر شیر در پستان جمع شده، نعنا را کوبیده با آرد جو مخلوط کنید، به صورت ضماد روی آن بگذارید.
    برای بواسیر نعنا را کوبیده و بصورت ضماد بگذارید.
    برای ورم بیضه و درد آن مانند شماره ۱۴ عمل کنید.[۷][۸]
    جویدن برگ نعنا، در رفع سکسکه موثّر است.[۹]
    نعنا برای تسکین درد گوش موثّر است؛ در اینصورت باید نعنا را با کمی عسل مخلوط نموده و اطراف گوش و لاله گوش و لاله گوش مالید.

پانویس

نعنا از واژه‌های مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی به جای Mentha در انگلیسی و در حوزهٔ گیاهی است. «فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان ـ دفتر هفتم، بخش لاتین». فرهنگستان زبان و ادب فارسی. ۵۶. بازبینی‌شده در ۱۱ فروردین ۱۳۹۱.
نعناع، پارسه گرد
خواص سبزی‌های خوراکی / مرتضی نظری / انتشارات پیام آزادی / چاپ سوم /صفحهٔ 199
گیاهان دارویی / دکتر زرگری /صفحه ی567
USDA GRIN: Mentha cordifolia Opiz ex Fresen.
The antiinflamatory activity of L-Menthol compared to Mint oil in human monocytes invitro. U.S. National Library of Medicine، National insititues of Health.
روزنامه شرق. ۱۳۸۵. بازدید ۸ آبان ۱۳۸۸
روزنامه ابتکار. بازدید ۸ آبان ۱۳۸۸

    خواص سبزی‌های خوراکی / مرتضی نظری / انتشارات پیام آزادی / چاپ سوم /صفحهٔ 201

منابع

    معین، محمد. فرهنگ فارسی. امیر کبیر، ۱۳۶۰. این مقاله شامل بخش‌هایی به قلم محمد معین (درگذشته در ۲۱ تیر ۱۳۵۰) است. حقوق معنوی آن بخش‌ها برای محمد معین محفوظ است.
    هوشیار، محمدجواد. خواص سبزی‌ها.
    با استفاده از نعناع در پارسه گرد و ویرایش جزئی در آن: نعناع.html
    کتاب خواص سبزی‌های خوراکی / تألیف:مرتضی نظری
    گیاهان دارویی / دکتر زرگری
 

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 4
موضوع : | بازدید : 16
برچسب ها : گیاهان ,
+ نوشته شده در دوشنبه 25 ارديبهشت 1396ساعت 23:17 توسط کارشناس تغذیه |

آپاچی

سخت‌پوستان و سایر غذاهای دریایی
خرچنگ‌های آبی، که در بازار پیره عرضه شده‌اند.

تقریباً تمامی آبزیان غیر ماهی، مانند صدف، لابستر، خرچنگ و میگو، در یهودیت تحریم شده‌اند به این دلیل که در دریا زندگی می‌کنند ولی فاقد باله و فلس هستند.[۲۸]

به عنوان یک قاعده کلی، اهل سنت غذاهای دریایی را حلال می‌دانند. با این حال شیعیان (جعفری) آبزیان بدون فلس (به استثنای میگو) را حلال نمی‌دانند و در مورد تعلق لابستر به گروه میگو یا خرچنگ اختلاف نظر وجود دارد.[۲۹]
گوزن و سم‌داران

گوزن شمالی در آلاسکا، نروژ، سوئد، فنلاند، روسیه و کانادا غذایی پر طرفدار است اما این کار در انگلستان و ایرلند غیرعادی است. محترم شدن این حیوان احتمالاً از قصه گوزن شمالی همراه بابا نوئل در شب کریسمس ناشی شده است.[۳۰][۳۱][۳۲]

کریستر فاسلسانگ، فضانورد سوئدی، اجازه نیافت تا گوشت گوزن شمالی خشک به همراه خود به فضا ببرد چون این عمل آنهم درست نزدیک کریسمس برای آمریکایی‌ها غیرقابل قبول بود. او در عوض قدری گوشت گوزن موس همراه خود برد.[۳۳][۳۴]
گوشت سگ
در هوبئی چین، گوشت سگ به عنوان «غذای مخصوص گوئیژو» تبلیغ شده است.

گوشت سگ و گربه در کشورهای غربی تابوست و این تابو فقط در شرایط قحطی و گرسنگی شکسته شده است. در آلمان گوشت سگ همواره، دست کم از زمان فریدریش دوم به بعد، در زمان سختی‌ها خورده شده است.[۳۵] در اوایل قرن بیستم خوردن گوشت سگ در آلمان معمول بود.[۳۶] در سال ۱۹۳۷ قانونی جهت پیشگیری از بیماری تریشینوز در مورد خوک، سگ، گراز، روباه، گورکن و سایر گوشتخواران صادر شد.[۳۷] گوشت سگ در سال ۱۹۸۶ در آلمان ممنوع شد.[۳۸] در لهستان در سال ۲۰۰۹ کشف یک مزرعه در شهر مذهبی و زیارتی چنستوخووا که در آن سگان به منظور تهیه دنبه خوک پرورش داده می‌شدند، موجب رسوایی شد.[۳۹]

مطابق با متون قدیمی هندو، گوشت سگ ناپاک‌ترین غذای ممکن است. گوشت سگ همچنین مطابق شریعت اسلام و یهود نجس و ناپاک است.[۴۰] بنابراین هر سه این سنت‌های مذهبی مصرف آن را نهی کرده‌اند.

در اساطیر ایرلندی آمده است که یکی از شخصیت‌ها در موقعیتی قرار گرفت که مجبور بود میان دو تابوی خوردن گوشت سگ و یا رفتار کردن بر خلاف اصول مهمان نوازی یکی را انتخاب کند و او خوردن گوشت سگ را انتخاب کرد که موجب مرگش شد.

در مکزیک در دوران پیشاکلمبی خوردن نوعی سگ بی‌مو متداول بود ولی این رسم در دوران استعمار برافتاد.[۴۱] در شرق آسیا به جز در ویتنام، گوشت سگ به ندرت مصرف می‌شود که این به دلیل احترام به ارزش‌های اسلامی و بودیستی و نیز حقوق حیوانات است. منچوها مقرراتی در مورد ممنوعیت مصرف گوشت سگ دارند که بعضاً توسط همسایگان‌شان در شمال شرق آسیا مصرف می‌شود. آنها همچنین کلاه‌های تهیه شده از پوست سگ را استفاده نمی‌کنند. گوشت سگ در برخی بخش‌های چین (مثل گوانگشی) و کره غذایی متداول است.
فیل

در جوامع غربی فیل‌ها در سیرک مشارکت دارند. در همین حال در مرکز و غرب آفریقا فیل‌ها برای گوشت‌شان شکار می‌شوند.[۴۲] برخی مردم تایلند بر این باورند که خوردن گوشت فیل موجب تقویت نیروی جنسی می‌شود و فیل‌ها هم گاهی اوقات فقط به همین خاطر شکار می‌شوند.[۴۳][۴۴] یهودیت فیل را به عنوان یک موجود نامناسب زندگی‌کننده در خشکی تحریم کرده است.
ماهی

مردمان سومالیایی (نژادی که در چندین کشور آفریقایی و یمن پراکنده است) خوردن ماهی را تابو می‌دانند و با اقلیتی که ماهی می‌خورند ازدواج نمی‌کنند.[۴۵][۴۶]

تابوی خوردن ماهی همچنین میان چادرنشینان و کشاورزان مناطق کوهستانی (و حتی در مواردی مناطق ساحلی) در مصر، اتیوپی، اریتره، سومالی، کنیا و تانزانیا وجود دارد. این امر گاهی تابوی ماهی مردم کوشیایی نامیده می‌شود چرا که کوشیایی‌زبان‌ها معتقدند که باید همه ساکنان شرق آفریقا را با نخوردن ماهی آشنا کنند. محدوده این تابو دقیقاً محدوده زبان کوشیایی است و مردمان بانتو و نیلوتیک چنین رسمی ندارند بلکه بسیاری از آنان مردان دریایند.[۴۶][۴۷]

اندکی از مردمان بانتو و نیلوتیک هستند که از خوردن ماهی اجتناب می‌کنند و آنها همان‌هایی هستند که قبلاً در محدوده پادشاهی کوش زندگی می‌کرده‌اند. در شرق آفریقا تابوی ماهی از تانزانیا فراتر نرفته است و ظاهراً محدوده پشه تسه‌تسه مانع اتصال فرهنگی مردم آن منطقه و گسترش این سنت شده و زامبیا و موزامبیک از این محدوده به دور مانده‌اند.[۴۶]

مرکز دیگری از اجتناب‌کنندگان از ماهی در جنوب آفریقا و در منطقه‌ای است که عموماً سخنگویان به زبان‌های بانتو در آن حضور دارند. مشخص نیست که این بی‌میلی به طور جداگانه در خود آنها ایجاد گردیده یا به آنها تبلیغ شده است ولی مسلماً چنین رفتاری در ساکنان اولیه جنوب آفریقا (خویسان)وجود نداشته است. با این وجود، از آنجا که ساکنان جنوب آفریقا تبادلات فرهنگی زیادی با ساکنان شمال و شرق آفریقا داشته‌اند، بعید نیست که این رسم در زمانی نامعلوم توسط کوچ‌نشینان شرق آفریقا به آنها منتقل شده باشد.[۴۶]

در یهودیت نیز برخی انواع ماهی تحریم شده‌اند مثل مارماهی آب شیرین (مهاجر) و تمامی گونه‌های گربه‌ماهی. همچنین موجوداتی که در دریا زندگی می‌کنند و فاقد باله و فلس (به غیر از موارد میکروسکوپی) هستند در یهودیت حلال شمرده نمی‌شوند.[۴۸] مسلمانان اهل سنت در مورد ماهی‌ها انعطاف‌پذیری بیشتری دارند و گربه‌ماهی، مارماهی و سایر ماهیان بدون فلس را حلال می‌دانند ولی شیعیان جعفری (که در میان شیعیان اکثریت دارند) این موارد را مباح نمی‌شمارند.[۴۹][۵۰][۵۱] ماهی اوزون برون (استروژن) به دلیل نداشتن فلس برای مدت‌ها در ایران حرام شمرده می‌شد، تا زمانی که آیت الله خمینی با این استدلال که این ماهی در نوزادی دارای فلس‌های میکروسکوپی است که بعد از دو ماهگی می‌ریزد، این ماهی را حلال اعلام کرد و هیچ‌یک از مراجع تقلید دیگر با این فتوا مخالفت نکردند.[۵۲]

بسیاری از قبایل ساکن ایالت‌های جنوب غربی آمریکا شامل ناواجو، آپاچی و زونی نیز تابویی برای خوردن ماهی‌ها و سایر موجودات دریایی از جمله مرغابیان دارند.[۵۳] همچنین در ایران کله‌ماهی خور در رده نام‌های تحقیرآمیز نژادی قرار دارد که گروه‌های نژادی که خوردن آن را تابو می‌دانند به مصرف‌کنندگان آن نسبت می‌دهند.

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 3
موضوع : | بازدید : 16
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در دوشنبه 25 ارديبهشت 1396ساعت 23:17 توسط کارشناس تغذیه |

علف

 

غاز
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
غاز
پرواز غازها
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو:     جانوران
شاخه:     طنابداران
رده:     پرندگان
Superorder:     غازماکیان‌سانان
راسته:     غازیان
تیره:     مرغابی‌سانان
زیرتیره:     غازسانان
تبار:     Anserini
سردهها

Anser
غازهای سیاه
متن را نیز ببینید.

غاز گونه‌ای از پرندگان است که متعلق به خانوادهٔ مرغابی‌سانان (Anatidae) هستند. خانواده مرغابی‌سانان شامل قوها و اردکها نیز می‌شود. این نوع از غازها در زیرخانواده غازسانان (Anserinae) و به گروه آنسرینی (Anserini) تعلق دارند. تعدادی از مرغابیها که از خانواده مرغابی‌های وحشی هستند به نام غاز معروفند.

محتویات

    ۱ واژه شناسی
    ۲ توصیف
    ۳ خاستگاه و منشأ گونه‌های غاز اهلی
    ۴ نژادهای اهلی غاز
    ۵ تولید مثل غاز
    ۶ تغذیه غاز
    ۷ پانویس
    ۸ منابع

واژه شناسی

نام «غاز» از ریشه ghans از زبان نیاهندواروپایی می‌آید. صورت تلفظ آن در انگلیسی باستان gōs، انگلیسی goose، آلمانی gans، دانمارکی gås، سوئدی gäss و در زبانهای سلتی مانند ایرلندی باستان géiss، ایرلندی gé، زبان برتون gwaz و در اسپانیایی ganso آلبانیایی gatë، رومانیایی gâskă و چک husa، و در هندی و اردو həns است.
توصیف

غازها پرندگان نسبتاً بزرگی هستند که حضورشان (حیاتشان) وابسته به آب است. نوع بیشتر غازها در اروپا، آسیا و آمریکای شمالی به طور جدی از نوع پرندگان وحشی و مهاجر هستند که برای گذراندن زمستان از شمال به جنوب می‌آیند. غازها قرنها در یک جا (بدون مهاجرت) زندگی می‌کردند. در مغرب (اروپا) غازها از خانواده گری‌لگ (Greylag) هستند اما در آسیا غازهای کمی (از نوع گرلگ) پرورش یافته‌اند. همه غازها اکثراً گیاه‌خوارند و می‌توانند آفت‌های گلوله‌های پشمی (کاه) که محصول زمینهای زراعتی است بخورند و یا در استخرها (آبگیر) و مناطق پر علف شهری ساکن می‌شوند. آنها همچنین در فرصتهای مناسب بی مهرگان را برای خودشان می‌گیرند و می‌خورند، غازهای محلی انواع غذا را امتحان می‌کنند. غازها معمولاً برای ادامه زندگی جفت‌گیری می‌کنند گرچه شمار کمی از غازها پس از جفت‌گیری از هم جدا می‌شوند. غازها گرایشی برای تخم‌گذاری و نگهداری از آنها دارند. همچنین غازها از آشیانه و جوجه غازها مراقبت می‌کنند که این کار باعث ادامه بقای آنها می‌شود.
خاستگاه و منشأ گونه‌های غاز اهلی

غازها از خانواده Anatidae و دسته Anser هستند و در تمام نقاط جهان دیده می‌شوند و جزء نخستین حیواناتی می‌باشند که اهلی شدند (بعضی از متون، اهلی شدن غازها را مربوط به ۳۰۰۰ سال قبل در مصر می‌دانند) . غازها به راحتی با زندگی در شرایط آب و هوایی گرم و شرایط جوی سرد وفق پیدا کرده‌اند، حتی دیده شده‌است که بدون حفاظ و سرپناه، زمستان را پشت سر گذاشته‌اند، لذا این نکته می‌تواند دلیل اصلی پراکندگی غازها در نقاط مختلف جهان باشد. غازهای اهلی را در رنگها و شکلهای متفاوتی می‌توان یافت که از نظر جثه بسیار بزرگتر از اجداد وحشی خود هستند. دو گونه اصلی از غازهای وحشی وجود دارند: گروه اول که خاستگاهشان در اروپا است و از نسل غازهای وحشی اروپایی محسوب می‌شوند و به نام Anser anser شهرت دارند. گروه دوم خاستگاه آسیایی دارند و از نسل غازهای Swan (Anser cygnoides) می‌باشند. تلاقی بین غازهای اهلی که خاستگاهشان از این ۲ گونه غاز وحشی است، نتیجه بسیار مناسبی را در بر داشته‌است که در ادامه به آن می‌پردازیم . باید توجه داشت که در بسیاری از کشورها، غازهای اهلی از نظر ژنتیکی بهبود یافته‌اند. از انواع غازهای اهلی که در مناطق آب و هوایی معتدل زندگی می‌کنند می‌توان از، غازهای کانادایی ( Branta canadansis) در امریکای شمالی، غازهای قو شکل امریکایی (Coscoroba coscoroba) در امریکای جنوبی نام برد و از انواع غازهای اهلی که در مناطق گرمسیری هستند می‌توان به، غازهای مصری (Alopochen aegyptiacus) در افریقا، غاز نِنی (Branta sandvicensis) در جزیره هاوایی، غازهای سر نواری (Anser Indicus) در هند و مرکز آسیا، غاز اسپور وینگد (Plectropectus gambensis) در افریقا و غاز سیاه و سفید (Anseranas semipalmata) در استرلیا و گینه نو اشاره نمود.
نژادهای اهلی غاز
Canada Geese (Branta canadensis) in flight.jpg
غاز کانادا (Branta canadensis)
پرونده:Galuu goose.ogvپخش رسانه
رفتار غاز
نوشتار اصلی: نژادهای غاز

نژادهای استاندارد شده‌ای که از غاز امروزه در ایالات متحده آمریکا و سایر نقاط دنیا وجود دارد، اغلب از نژاد وحشی خاکستری بوجود آمده‌است. نژادهای اقتصادی که امروزه در اغلب پرورشگاه‌های مخصوص غاز در دنیا وجود دارند عبارتند از:

۱ . نژاد تولوز Tuolouse : نژاد فرانسوی و منسوب به شهر تولوز است و بیش از هر نژاد دیگر از نظر تولید گوشت مورد توجه قرار گرفته‌است زیرا دارای جثه بزرگ بوده و اصلاح شده می‌باشد. وزن در غازهای نر بالغ در حدود ۷/۱۱ کیلوگرم و در غازهای ماده بالغ در حدود ۹ کیلوگرم می‌رسد. بدن حجیم، پهن پایین افتاده و جمع وجور و تقریباً کم پر است.

۲ . نژاد امبدن Embden : به این نژاد آمدن Emden نیز می‌گویند. این نژاد آلمانی است وابتدا در شهر برمن Bermen آلمان پرورش داده می‌شد وبه همین نام نامیده می‌شد، ولی چون اولین بار از شهر آمدن آلمان به انگلستان برده شد، از این رو به نام نژاد آمدن معروف گردید. نژاد مذکور یکی از نژادهای محبوب غاز است که از نظر تولید گوشت قابل توجه است زیرا دارای جثه‌ای بزرگ است ولی بدن مانند نژاد تولوز پایین افتاده و جمع و جور نیست. پر و بال‌ها نارنجی سایه دار می‌باشد. رنگ منقار روشن‌تر از رنگ پاهاست و رنگ چشم‌ها آبی درخشان است.

۳ . نژاد چینی Chines : نژاد چینی از نظر وزن و جثه به پای دو نژاد تولوز وامبدن نمی‌رسد ولی از نظر شکل ظاهر کاملاً از دو نژاد دیگر متمایز است. بدن کاملاً مستقیم است و پاها و گردن نسبت به بدن تقریباً بلندتر می‌باشد. این نژاد یک برجستگی دکمه مانند در قاعده منقار دارد. از نظر رنگ دو نوع از این نژاد وجود دارد. یکی نوع قهوه‌ای و دیگری نوع سفید است.

۴ . نژاد آفریقائی African : یکی از نژادهای سنگین وزن غاز است که استاندارد شده‌است. این نژاد برای اولین بار در سال ۱۸۷۴ معرفی گردید و در دو گونه قهوه‌ای (یا خاکستری) و سفید وجود دارد. این نژاد از نژاد چینی بوسیله بدن سنگین و گردن ستبر و کلفت خود متمایز می‌گردد. دارای بدنی عمیق، طویل بوده و جناغ کشیده می‌باشد و بدن را تقریباً مستقیم نگه می‌دارد. پرنده‌های بالغ این نژاد دارای برجستگی دکمه مانند و بزرگی در انتهای بالای منقار می‌باشند. رنگ این دگمه ممکن است در اثر سرما و یا هنگام عصبانیت و آزار تغییر کند.

۵ . نژاد کانادائی Canada : نژادی بزرگ و زیبا با گردنی راست و بلند و سیاه و لکی سفید مانند کروات در زیر گلو است و به همین دلیل «غاز کروات» نیز نامیده می‌شود. این غاز از غازهای وحشی آمریکای شمالی سرچشمه می‌گیرد که وزن آن از ۵/۱ کیلو تا ۶ کیلوگرم متغیر است. به علت وحشی بودن بهتر است آن‌ها را در محیط‌های بسته نگهداری کرد و یا این که به موقع پرهای آن‌ها را قطع کرد. چنانچه مدت مدیدی نگهداری شود به خوبی اهلی و خانگی می‌شود.

۶ . نژاد سبواستوپول Sevastopol : غازی سفید با جثه متوسط است که به خاطر پرهای بلند فر دار معروف است و پرهای مذکور تمامی بدن پرنده را می‌پوشاند. وزن غاز نر آن در حدود ۵ تا ۶ کیلوگرم ووزن غاز ماده آن در حدود ۴ تا ۵ کیلوگرم است. منقار و ساق پا به رنگ نارنجی و چشم‌ها به رنگ آبی روشن است. منشأ این نژاد قاره اروپا و در امتداد رودخانه دانوب و در اطراف دریای سیاه می‌باشد.

۷ . نژاد زرد آمریکایی American Buff : این نژاد جزو نژادهای متوسط الجثه می‌باشد و غاز نر آن در حدود ۸ کیلوگرم و غاز ماده در حدود ۷ کیلوگرم وزن دارند. چشمان آن به رنگ فندقی تیره و رنگ منقار و ساق پا و پنجه‌ها نارنجی است.

۸ . نژاد زرد بریکون Brecon Buff : این نژاد در سال ۱۹۳۰ میلادی در ایالت ولز انگلستان به وجود آمد و اولین نژاد از نژادهای زرد بود که استاندارد گردید. این نژاد جزو نژادهای متوسط غاز بوده و ساق پای آن صورتی رنگ است و پنجه پا و منقار و چشم به رنگ قهوه‌ای است.

۹ . نژاد فرانکونیان Frankonian : نژادی کهن و آلمانی است که از بخش شمالی ایالت باواریا Bavaria آمده‌است و نژادی کوچک است که وزن آن در حدود ۴ تا ۶ کیلوگرم است و روش نگهداری آن بسیار ساده و آسان است. معمولاً به دو گونه قهوه‌ای و آبی روشن دیده می‌شود و گونه آبی روشن آن آخیراً به وسیله موسسه استاندارد آلمان پذیرفته شده‌است.

۱۰ . نژاد لینی Leine : این نژاد در نزدیکی اولدنبرگ Oldenburg آلمان به وجود آمده‌است و از نژادهای متوسط الجثه بوده که به خوبی چرا می‌کنند و می‌تواند در مسافت‌های طولانی به چرا بپردازد. اندامی عمودی و قائم دارد و ناحیه خلفی بدن را مستقیم نگه می‌دارد، معمولاً به دو رنگ سفید و خاکستری دیده می‌شود. وزن غاز نر در حدود ۷ کیلوگرم و وزن غاز ماده در حدود ۵ تا ۶ کیلوگرم است. این نژاد توجه کافی به جوجه‌های خود مبذول می‌کند.

۱۱. نژاد لیپی گانز Lippeganse : نژادی آلمانی و بسیار نادر است که اطلاعات چندانی در مورد آن موجود نیست. معمولاً به رنگ سفید است و منقار آن نوک تیز و صورتی رنگ است.

۱۲. نژاد نرماندی Normandy : این نژاد متعلق به منطقه نرماندی فرانسه می‌باشد و از مشخصات ممیزه آن امکان تفکیک نر و ماده از روی رنگ می‌باشد، به طوری که غاز نر همیشه سفید رنگ است، در حالی که غاز ماده به رنگ سفید و خاکستری است. رنگ چشم‌های این نژاد همیشه آبی است. غاز نر در حدود ۵/۴ تا ۵/۵ کیلوگرم و غاز ماده در حدود ۴ تا ۵ کیلوگرم وزن دارد.

۱۳. نژاد سفید نروژی Norwegian White : این نژاد نروژی به منظور تامین گوشت مناسب به وجود آمده‌است. غاز نر در حدود ۹ کیلوگرم وزن دارد، در حالی که وزن غاز ماده در حدود ۸ کیلوگرم است. متأسفانه این نژاد امروزه در نروژ بسیار کمیاب شده‌است. نژادی مقاوم، دلیر و خودکفاست. غاز ماده مادر خوبی برای جوجه‌های خود می‌باشد و قادر است که سالیانه در حدود ۱۰۰ عدد تخم بگذارد، البته به شرطی که مجبور نباشد بر روی تخم‌ها بخوابد.

۱۴. نژاد مهاجر Pilgrim : این نژاد را نیز می‌توان از روی رنگ تعیین جنسیت کرد، به طوری که غازهای نر همگی به رنگ سفید و با چشم‌های آبی می‌باشند، اما غاز ماده به رنگ خاکستری با لکه سفید بر روی سر و چشم قهوه‌ای می‌باشند. منقار و پاها در هر دو جنس نارنجی است. جوجه یک روزه نر، زرد یا نقره‌ای با منقاری روشن است، در حالی که جوجه یک روزه ماده خاکستری سبز فام با منقاری تیره‌است.
تولید مثل غاز

تخمگذاری در غازها در اوائل پاییز شروع می‌شود. برای جمع‌آوری تخم غاز مخصوص جوجه کشی باید غازهای تخمی را مورد انتخاب قرار داد و بهترین آن‌ها را از نظر وزن و تعداد تخم و سلامت بدن و بنیه انتخاب نمود. معمولاً با این منظور غازهائی را انتخاب می‌کنند که دارای وزن متوسط هستند. از چند ماه قبل از جمع‌آوری تخم جوجه کشی، غاز نر و ماده را برای جفت گیری بین هم رها می‌کنند. تشخیص جنسیت در غازها به خصوص در غازهای جوان مشکل است غازهای نر معمولاً بزرگ تر و وحشی تر از غازهای ماده هستند. غازهای ماده دارای طبعی ملایم و آرام بوده و کم و بیش ترسو به نظر می‌رسند. غازهای نر اغلب وحشی و جنگجو می‌باشند و حتی بعضی اوقات بدون هیچگونه دلیلی به اطفال و پرندگان دیگر حمله می‌کنند. غاز نر دارای صدائی بلند است در حالی که غاز ماده دارای صدای بم و وحشی می‌باشد. گردن غاز نر بلندتر از غاز ماده بوده و حجیم‌تر می‌باشد. اگر جمع‌آوری تخم جوجه کشی در بهار انجام گیرد باید از پاییز غازهای نر و ماده را بین هم انداخت معمولاً جفتگیری بین غازها در تمام مدت سال انجام می‌گیرد.
تغذیه غاز
علف خوار.دور ریزهای غذایی را می خورد.مثل برنج یا نان خشک.البته توصیه میکنم برنج کمتر داده شود خصوصاً در غازهای کوچک.نان هم پاکیزه باشد.کپک نزده باشد.

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 4
موضوع : | بازدید : 16
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در دوشنبه 25 ارديبهشت 1396ساعت 23:16 توسط کارشناس تغذیه |

کباب

بریان اصفهان
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
بریان اصفهان
آشپز حرفه‌ای بریان در کنار دستگاه طبخ

بریان اصفهان [۱] یکی از غذاهای معروف ایران است که آوازه‌اش در کشورهای دیگر هم پیچیده و در میان ایرانیان نیز طرفداران زیادی دارد. این غذا متعلق به شهر اصفهان است و مشهورترین غذای سنتی اصفهان به شمار می‌آید.[۲]

محتویات

    ۱ تاریخچه
        ۱.۱ بریان، نام دیرینه این غذا
        ۱.۲ بریان چیست؟
        ۱.۳ بریان در دوره صفویه و قاجار
    ۲ طرز تهیه
        ۲.۱ مواد لازم
        ۲.۲ روش پخت
        ۲.۳ آموزش تصویری
    ۳ منابع

تاریخچه
بریان، نام دیرینه این غذا

اینکه بریان تنها غذای مخصوص اصفهان است که مکان تهیه و فروش آن جدا و منحصر است و معمولاً با غذاهای دیگر طبخ نمی‌شود، اهمیت آن را نزد اصفهانی‌ها می‌رساند. البته فقط اصفهانی‌های اصیل می‌دانند که نام این غذا، بریان است و بقیه، آن را به اشتباه بریانی می‌گویند. واژه بریانی، در دستور زبان صفت نسبی است و در اصفهان به مکان و مغازه طبخ و فروس بریان اطلاق می‌شود. و پسوند «یای» نسبت به صفت به جای اسم چسبیده است. بنابراین نام خود غذا بریان است نه بریانی. یک اتفاق دستوری-ادبی نیز در این کلمه افتاده است و آن (علم بالغلبه) و یا مجاز عام و خاص است، در اقصی نقاط جهان به گونه‌های مختلف غذا، بریان گفته می‌شده است و البته بیشتر، آن را به شکل مرکب به کاری می‌بردند، مانند بریان پلو، بریان غاز، بریان مرغ پروازی، این ترکیبات را می‌توان در رساله‌های کهن آشپزیایرانی یافت. هم‌اکنون نیز در بسیاری از نقاط دنیا، غذاهایی با نام «بریانی» طبخ می‌شود که به کل، با آنچه در اصفهان بریان نامیده می‌شود، متفاوت است مانند بریانی هندی، بریانی، برمه‌ای، بریانی خانگی بنگلادشی، بریانی سریلانکایی، بریانی عراقی و بریانی سندی.

    در ادبیات کهن ما نیز شواهد فراوانی از واژه «بریانی» وجود دارد که چه به صورت صفت برای غذایی دیگر چه به صورت نام خاص غذایی قدیمی، در معنای گوشت پخته همراه برنج و مخلفات دیگر استفاده می‌شده است.

آنچه ازشواهد متون ادبی و تاریخی برمی‌آید، آن است که بریان اصفهان، مشمول هیچکدام از عناوین فوق نیست و غذای ویژه است که نمی‌تواند بیش از چهارصد سال، قدمت داشته باشد بنابراین نه آنان که نوشته‌اند سابقه بریان به روزگار زرتشت می‌رسد، شاهد دقیقی برای اثبات آن دارند و نه آنان که قدمت آن را بیش از ۱۸۰ سال قبل از اتمام قاجار نمی‌دانند، از متون صفوی درباره بریان خبری دارند.[۱]
بریان چیست؟

بریان که امروزه اصفهانی‌ها و گردشگران اصفهان می‌شناسند غذایی است پرچرب و مخصوص نهار که از گوشت گوسفند و جگرسفید تهیه می‌شود. امروزه ابتدا گوشت آب‌پز را چرخ می‌کنند و سپس در حجم‌های اندک همراه با دارچین و نعنا خشک، در کفگیرهای مسی، پهن روی آتش کاملاً سرخ می‌کنند و سپس همراه مغز گردو و یا خلال بادام لای نانی چرب و خیس خورده از آب همان گوشت و با مقداری جگر سفید چرخ کرده سرخ نشده، مصرف می‌کنند. نان نیز اگر سنگک یا خنگی باشد به دلیل حجم آن، مطبوع‌تر است و به هر رو، غذای چرب و سنگینی محسوب می‌شود، به ویژه که برخی تلیت آبگوشت کشک را نیز در کنار آن با دوغ و ریحان و پیاز اضافه می‌کنند. همه اینها در اصفهان، بسیار خواهان دارد. اما زمانی که بدانیم کیفیت طبخ آن در روزگاری نه چندان دور، بسیار متفاوت بوده و همچنین پدیده سرخ کردن -که ارزش غذایی آن را تنزل می‌دهد- در آن راه نداشته، بر این دگرگونی که مانند بسیاری از پدیده‌های زندگی در شکل شتاب زده و قهقرایی امروز، کاریکاتوری از شکل سنتی آن است، حسرت و افسوس می‌خوریم.[۱]
بریان در دوره صفویه و قاجار

بسیاری از سیاحانی که در روزگار صفویه از اصفهان دیدن کرده‌اند، وصفی نیز از بریان اصفهان عرضه نموده‌اند. تاورنیه که مشاهدات خود را بین سال‌های ۱۶۳۲ تا ۱۶۶۸ میلادی از ایران نوشته است، در سفرنامه خود می‌نویسد:

    ایرانیان گوشت را فقط در تنور، کباب می‌نمایند و نتور آن‌ها با تنور ما خیلی فرق دارد و تنور ایرانی، گودالی است به عرض و طول دو پا و نیم، و عمق پنج الی شش پا در زمین حفر می‌کنند و با کمی هیزم و تیغ گون، گرم می‌کنند. سوخت دیگری هم دارند که عبارت است از سرگین چهارپایان که به خاکی آمیخته، به دیوار می‌زنند که خشک شود. بعد آن را روی هم انبار کرده، موقع سوزاندن تنور یا سوخت دیگر استفاده می‌کنند. گوسفند را آماده کرده و خرد نکرده در تنور می‌اویزند و در کف تنور هم دیگی پر از برنج می‌گذارند که با حرارت تنور و چربی که از آن می‌چکد، پخته می‌شود.

ژان شاردن نیز در همان حوالی، بریان اصفهان را در دوشکل توضیح می‌دهد؛ قطعات درشت گوشت که در تنور با تابه بریان می‌شود. یک طرز تابه کبابی دارند که گوسفند کامل، بره یا بز را با آن خودش بریان می‌کنند و بسیار عالی می‌باشد. اون نیز مانند تاورنیه می گوید:

    تنورشان عبارت از حفره‌هایی در زمین می‌باشد. حیوان، از سیخ آهنینی که بر گردنش گذشته و به دهانه تنور تعبیه گردیده، آویخته می‌شود و در زیر آن تغاری از سفال گذارده شده است. حیوان در اینجا با گرمای یکسانی پخته می‌شود. بدون اینکه بسوزد، تابه‌هایی که در آن‌ها کباب بر این شود، همانند تابه مخصوص شیرینی است.

نورالله-آشپز فاضل و معروف شاه عباس- نیز در رساله ماده الحیوه درباره بریان می‌نویسد:

    بره را بعد از کشتن، نمک سود نمایند از اول شب تا صبح و از صبح تا پیشین. بعد از آن پلاو (پلو) او را ساده بر سر تنور طبخ نمایند و برنج او را به غایت سفید و زوغن اهلی می‌باید و این، نخود و ادویه، احتیاج ندارد و آتش تنور... به تنور بگذارند و بره را بخیه زده‌اند که ماست بدو مالیده در تنور بیاویزند و سر تنور را گرفته، بر سر تنور، آتش به حد اعتدال بگذارند و محل اندورن بره را با آلوچه خشک و پیاز و کشمش سبز و ادویه کوفته پر کنند و به قاعده مذکور می‌آویزند و این قسم را بریان و دلمه می‌نامند.

پر واضح است که این نوع بریان، ابتدا با برنج مصرف می‌شده است. به جز ادیه یاد شده و شیوه حرارت یاد شده، گوشت این متاع نیز نقش اساسی در طعم و مزه آن داشته است. ژان شاردن نیز می‌گوید:

    در ایران از فوریه با مه بزغاله -که به نظر من لذیذترین گوشت خوردنی می‌باشد- پیدا می‌شود و از مارس تا ژوئیه گوشت بره که همچنان عالی و بسیار مطبوع می‌باشد به دست می‌آید.

در دوره قاجار تنورهای داخل زمین به تنورهای بیرونی تبدیل می‌شود. فضای خالی اتاقک مانندی، مثل تنور سنگکی‌ها. میرزا حسین تحویل‌دار درباره آن می‌گوید:

    چندین دکان در اصفهان هست که تمام شهر را بریان می‌دهد و بریان آن‌ها تماماً در یک کارخانه پخته می‌شود، بسیار مطبوع اصفهان است. طهران خواستند مجری کنند، رواج نگرفت تا چه رسد به ولایاتی دیگر بی‌تقلب پخته شود. غذایی بهتر از این بازارها از برای کسب غیره به هم نمی‌رسند. غالب خانه‌ها روز هم جزو اجزای نهار خود می‌کنند. برزخ ما بین کباب و گوشت آب پز است. از هر دو ماکول‌تر و گواراتر است. تنورهای بزرگ وسیع دارند. در کارخانه مزبور، گوسفندهای بزرگ چاق را بعد از تفته شدن در تنور، در میان آن‌ها می‌آویزند و ته تنور، دیگی را نصفه از آب جوش می‌گذارند . در تنور مزبور را محکم می‌گیرند . از شب تا صبح می‌گذارند وقتی برمی‌دارند، گوشت از بخار آب، چنان مهرا شده که بعضی از استخوان سوا گردیده، ضمناً آب گوشت و چربی‌هایش و آنچه بیرون آمده، میان دیگ آب جوش رفته، آب گوشت غلیظ خوبی شده، آبش را می‌فروشند. گوشتش را روی طبق می‌گذارند و به دکان بریان فروشی می‌برند.

همچنین از این توصیف، معلوم می‌گردد که در دوران قاجار، بریان، چندان مخلا به طبع بود که آشپزهای بزرگی برای پخت گوسفند به طور یک‌جا تاسیس شده و سیس سهمیه هر مغازه‌ای به طور معین ارسال می‌شد . در این مغازه‌ها ساطوری می‌شد. توصیف تحویل دار از نوع دیرینه بریان، از همه دقیق‌تر، بر ما معلوم می‌کند که بریان چندان متاع گوارا و لذیذ و پرخاصیت و بی‌ضرر بوده است؛ گوشتش را روی طبق می‌گذارند و به دگان بریان فروشی می‌فرستند. با کارد بزرگ ساطوری می‌کنند و خرد خرد می‌فروشند. این زمان تقلب کرده‌اند و میان دیگ با آب کم همان تنور می‌جوشانند و بدل بریان اصلی است. باز در بین بازاریان، به خوبی آن مطبوخی نیست.[۱]

چنان که از رساله جغرافیای اصفهان مشاهده می‌شود و میرزاحسین تحویل‌دار توضیح می‌دهد در سال ۱۲۸۰ قمری که این پدیده منحصر اصفهان را توصیف می‌کند، عده‌ای تقلب کرده‌اند و گوشت را مانند امروز میان دیگ، با آب کم در همان تنور می‌جوشانند اما در همان زمان پی‌یر لوتی نیز اذعان می‌دارد مهم‌ترین غذای اصفهان از نظر آنوبانینی که بسیار مورد توجه مسافران و گردشگران است بریان یا بریون نام دارد که خوراکی گوشتی و بسیار چرب بوده و در بیشتر نقاط شهر می‌توان آن را تهیه کرد. مسلماً مقبولیت و پذیرش عام بریان، مرهون طعم و خواص آن بود. به گونه‌ای که نه تنها در خانه‌ها نیز تلاش برای طبخ آن شد، بلکه به روایت تاریخ اصفهان در دوره قاجار ۶۸ مغازه بریانی در اصفهان دایر بود. پس از آسیاب و عطاری و کیش بافی، در رتبه چهارم قرار داشت[۱]

    هر ساله در هفته نکوداشت اصفهان جشنواره پخت بريان در اصفهان برگزار می‌شود.[۳]

طرز تهیه
مواد لازم
۱     گوشت سر دست و دنده     ۱ کیلوگرم
۲     جگر سفید(شش) گوسفند     1۰۰ گرم-(دورچین)
۳     پیاز درشت     ۱ عدد
۴     زردچوبه     ۱/۲ قاشق مرباخوری
۵     دارچین     ۱ قاشق مرباخوری
۶     نمک و فلفل     به مقدار لازم
۷     زعفران     به مقدار لازم
۸     نعناع خشک شده     به مقدار لازم
۹     خلال بادام     مقداری برای تزیین
روش پخت

آب را روی حرارت جوش آورده، گوشت را خرد کرده و درون آن می‌ریزیم. پیاز، نمک و زردچوبه را اضافه کرده پس از جوش آمدن به مدت ۳۰ دقیقه می‌پزیم. پس از نیم‌پز شدن، گوشت را از آب جدا کرده و دو دور به همراه نعناع چرخ می کنیم. گوشت را همراه با یکی دو قاشق آب آن خوب مخلوط می‌کنیم (با دست مخلوط شود). نمک و مزه آن را امتحان می‌کنیم، وقتی خوب و آماده بود قالب‌های بریان را روی حرارت کمی داغ کرده و مقدار یک قاشق از روغن روی آبگوشت را گرفته و ته قالب می‌ریزیم. سپس رویش دارچین، زعفران و فلفل می‌پاشیم و یک لقمه از گوشت بریان را قرار داده با دست رویش را صاف می کنیم و چند لحظه روی حرارت قرار می‌دهیم .سپس روی نان آماده شده بر می‌گردانیم . سطح روی بریان را با خلال بادام آغشته به زعفران تزیین می کنیم.[۴] لازم به ذکر است افراد متعلق به شهرهای دیگر و مسافران این غذا را به اشتباه "بریانی" می نامند که صحیح نیست.
آموزش تصویری

    بریان در اصفهان در یوتیوب
    آموزش پخت بریان

منابع

«گذری بر تاریخچه بریان اصفهان». مجله غذا. بازبینی‌شده در ۲۸ آوریل ۲۰۱۶.
«غذاهای سنتی اصفهان». پورتال اصفهان. بازبینی‌شده در ۲۸ آوریل ۲۰۱۶.
«جشنواره بریان اصفهان». ایمنا، ۱ ارديبهشت ۱۳۹۳. بازبینی‌شده در ۲۸ آوریل ۲۰۱۶.

    «بریان اصفهان». بیتوته. بازبینی‌شده در ۲۸ آوریل ۲۰۱۶.

    رزا منتظمی، هنرآشپزی، تهران، انتشارات کتاب ایران، ۱۳۷۰.
    نسرین بوجاری، ۶۰نوع کباب، همدان، نشر طلا، ۱۳۸۶.
 

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 4
موضوع : | بازدید : 15
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در دوشنبه 25 ارديبهشت 1396ساعت 23:15 توسط کارشناس تغذیه |

خوکچه

خوکچه هندی
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
خوکچه هندی
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو:     جانوران
شاخه:     طنابداران
رده:     پستانداران
راسته:     جَوَندگان
زیرراسته:     تشی‌شکلان[۱]
تیره:     خوگچگان هندی[۲]
زیرتیره:     خوکچه‌هندیان[۳]
سرده:     خوکچه‌های هندی[۴]
گونه:     C. porcellus
نام علمی
Cavia porcellus
(ارکس‌لبن، ۱۷۷۷)
مترادف‌ها

Mus porcellus
Cavia cobaya
Cavia anolaimae
Cavia cutleri
Cavia leucopyga
Cavia longipilis

خوکچه هِندی جانوری است که انگلیسی‌ها آن را خوک گینه (Guinea pig) می‌نامند. اما این حیوان نه به خوکها ربطی دارد نه به هندوستان نه حتی به گینه؛ بلکه این حیوان جونده‌ای خون‌گرم است که از خویشاوندان خرگوش به‌شمار می‌آید.

خوکچه هندی بومی آمریکای جنوبی است و بسیار پیش‌تر از آنکه اسپانیایی‌ها به آمریکا قدم بگذارند اینکاها این حیوان را دست‌آموز کرده بودند و حتی از گوشت آن خوراکی تهیه می‌کردند و در مراسم مذهبی و طب سنتی از آن استفاده می‌کردند. پس از کشف قاره آمریکا این جانور در قرن ۱۶ به اروپا نیز راه یافت و حتی در اروپا نیز آن را می‌خوردند. در حال حاضر اهالی کشور پرو و اکوادور[نیازمند منبع] از آن تغذیه می‌کنند.

محتویات

    ۱ شکل ظاهری
    ۲ عادات
    ۳ بارداری
    ۴ تغذیه
    ۵ سلامتی
    ۶ پانویس
    ۷ منابع

شکل ظاهری

خوکچه هندی جونده بزرگی است. وزنش بین ۷۰۰ گرم تا ۱٫۲۰۰ گرم متغیر است و ۲۰ تا ۲۵ سانتیمتر درازا دارد. دم ندارد و گوشهای برهنه و گرد و کوچکی دارد. در پاهای پیشین آن چهار انگشت و در پاهای عقبی آن سه انگشت وجود دارد و از سر هر یک از انگشتان نیز چنگال پهنی برآمده‌است. معمولاً به طور میانگین چهار تا پنج سال عمر می‌کنند اما در شرایط خوب تا ۸ سال هم عمر کرده‌اند. طول عمر یک خوکچه هندی که در کتاب رکوردها ثبت شده‌است ۱۴ سال و ۱۰ ماه و ۲ هفته بوده‌است.
عادات
خوکچه هندی

در طبیعت دیگر این حیوان وجود ندارد و فقط چند نوع دیگر آن هنوز وجود دارند. در اسارت حیوانی آرام می‌باشد. در طبیعت خوکچه‌های هندی در گروههایی متشکل از چند ماده و یک نر جوان زندگی می‌کنند و مادامی که برای خود لانهای حفر نکرده باشند در لانه دیگر حیوانات زندگی می‌کنند و هنگام تاریک روشن هوا برای تغذیه از لانه خارج می‌شود. این حیوانات حافظه خوبی دارند و جای غذاها را به خوبی به یاد می‌آورند. آنها نمی‌توانند از جایی بالا بروند و فقط می‌توانند از موانع کوتاه بپرند. همچنین آنها خیلی فرز نیستند. خوکچه هندی به سرعت می‌ترسد و از جای خود فرار می‌کند. نرها با یکدیگر خصمانه رفتار می‌کنند و گوشهای همدیگر را گاز می‌گیرند و در برابر هم موهایشان را پف می‌دهند و جیغ می‌زنند. وقتی تحریک و عصبانی شوند پیاپی به هوا می‌پرند. همچنین خوکچه هندی شناگر ماهری است. حس بینایی در آنها بسیار ضعیف است اما حواس دیگر مانند بساوایی و بویایی بسیار پیشرفته‌است. همچنین آنها با اصواتی به صورت بسیار ابتدایی با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

مانند بیشتر جونده‌ها این حیوان نیز دائماً خود را تمیز می‌کند، مادهٔ سفید شیری رنگی از چشمانشان ترشح می‌شود که آن را به موهایشان می‌مالند و خود را تمیز می‌کنند. بعضی وقتها نرها در گروه موهای یکدیگر را تمیز می‌کنند البته این بخاطر رعایت سلسله مراتب قدرت در گروه می‌باشد. دشمن اصلی خوکچه هندی مارها هستند که خوکچه‌های هندی در بیش تر اوقات غدای این مارها می‌شوند البته همهٔ مارها نمی‌توانند خوکچهٔ هندی شکار کنند
خوکچه هندی مو بلند نوعی خوکچه‌است.
بارداری

حیوان ماده در طول سال می‌تواند باردار شود اما معمولاً در فصل بهار زایمان می‌کند. معمولاً در هر زایمان ۲تا ۵ نوزاد می‌تواند بدنیا بیاورد. دوره آبستنی‌اش نسبت به سایر جوندگان طولانی‌تر است و از ۵۹ تا ۷۲ روز طول می‌کشد (میانگین ۶۳ تا ۶۸ روز) به علت دوره طولانی بارداری ماده‌ها ممکن است در این دوره بزرگ و بادمجانی شکل بشوند. البته تغییر اندازه در حیوانات مختلف متفاوت است. نوزاد خوکچه با موهایی کاملاً رشد کرده به دنیا می‌آید و دارای دندان و پنجه کامل و همچنین بینایی نصفه نیمه هستند. بلافاصله بعد از تولد شروع به حرکت کردن می‌کنند و خیلی زود می‌توانند غذاهای جامد را بخورند. اگرچه به شیر خوردن نیز ادامه می‌دهند. نوزادان ۱ تا ۶ عدد و میانگین ۳ عدد هستند. بزرگترین رکورد زایمان تا کنون ۱۷ نوزاد در یک زایمان بوده‌است. در زایمانهایی که تعداد کمتری بچه بدنیا می‌آید خیلی به دشواری ممکن است بزرگ شدن بچه‌ها به مشکل بر بخورد. اما در زایم|بندانگشتی|چپ|بچه خوکچه در حالی که ۸ ساعت پیش متولد شده‌است. نوع نر در ۵ تا ۶ هفتگی بالغ می‌شود و ماده‌ها نیز کمی زودتر در ۴ هفتگی بالغ می‌شوند و می‌توانند زایمان کنند. ماده‌ها می‌توانند ۶ تا ۴۸ ساعت بعد از زایمان دوباره آماده جفت گیری شوند اما اگر جفت گیری کنند زایمان سالمی نخواهند داشت و برای سلامتی خودشان نیز مناسب نیست. مسمومیت حاملگی بسیار در بین این حیوانات رایج است و باعث مرگ خیلی از خوکچه‌های آبستن می‌شود. نشانه‌های این مسمومیت شامل کم تحرکی، بی اشتهایی و ترشح بیش از اندازه بزاق دهان است. مسمومیت حاملگی معمولاً در دماهای بالا و گرم رایج است. از دیگر عوارض این مسمومیت می‌شود به ایجاد غده در سینه و همچنین پایین افتادگی رحم اشاره نمود.
تغذیه

خوکچه دندانهای آسیاب مخصوصی برای خوردن گیاهان دارد که در طول عمرش دائماً رشد می‌کنند. بیشتر حیوانات گیاه‌خوار پستاندار دارای دستگاه گوارشی بزرگی هستند، دستگاه گوارشی خوکچه هندی نیز از سایر جونده‌ها بزرگتر است. آنها باید غذایشان را با مدفوع خواری تکمیل کنند و بنابر این مدفوع خودشان را می‌خورند. البته آنها تمام مدفوع خود را مصرف نمی‌کنند و مقداری از آن را دفع می‌کنند. این کار برای آن انجام می‌شود که ویتامین بی و فیبر و باکتریهای لازم برای گوارش را بازیافت کنند. مدفوع به طور مستقیم هنگامی که از مقعد دفع می‌شود خورده می‌شود مگر آنکه خوکچه بسیار چاق یا حامله باشد. این عادت خوکچه‌ها با خرگوش مشترک است.
دندانها در طول عمر رشد می‌کنند

خوکچه‌ها تقریباً تمام میوه‌ها و سبزی‌ها را می‌خورند در طبیعت آنها به علوفه خشک مثل یونجه خشک علاقه دارند و این باعث می‌شود تا دندانهایشان زیاد رشد نکند و همچنین یونجه منبع پروتئینی خوبی برای آنهاست. بدن خوکچه‌ها نمی‌تواند ویتامین «ث» را بسازد در نتیجه احتیاج دارد تا غذاهایی که این ویتامین را دارند بخورد مانند گوجه فرنگی اگر این ویتامین به بدنشان نرسد باعث مرگشان می‌شود. این حیوان به روزانه ۱۰ میلی گرم (۲۰ میلی گرم برای حامله‌ها) ویتامین «ث» نیاز داد که می‌تواند آن را از میوه‌ها و سبزی‌هایی مثل کرفس، اسفناج ٬هویج، سیب ٬کلم و گوجه بدست بیاورد. خوکچه معمولاً آب مورد نیاز بدن خود را از سبزی‌ها و میوه‌هایی که می‌خورد (مخصوصا کاهو) بدست می‌آورد اما اگر این میوه‌ها به اندازه کافی آب نداشته باشند باید به او آب داد. ناخنهایش نیز در اسارت رشد می‌کند که یا باید کوتاه شوند یا چیزی مثل تنه درخت در جای نگهداری آنها گذاشته شود تا ناخن‌ها ساییده شوند. اما در صورت محیا نبودن شرایط برای تأمین چوب حتماً می‌بایست به کوتاه کردن ناخن‌ها اقدام کرد. زیرا در هنگام جفت گیری ناخنهای نر در بدن ماده فرو رفته یا خراشهایی ایجاد می‌کند.[نیازمند منبع] سلامت تغذیه به وسیله تناسبی از دریافت کلسیم ٬منیزیوم٬فسفر و پتاسیم بدست می‌آید و به مقدار کافی به ویتامین‌های «آ» ٬ «دی» و «ای» نیاز دارد. رعایت نکردن این رژیم غذایی می‌تواند باعث مشکلات ماهیچه‌ای و دندانی و حتی سختی در زایمان بشود. بعضی منابع اظهار می‌دارند که این حیوانات مستعد گال و سنگ کلیه هستند و کمبود کلسیم می‌تواند باعث بروز این مشکلات در آنها بشود.
خوکچه‌های هندی در حال خوردن سبزی جات

خوکچه هندی در بچگی عادت غذایی خاصی ندارد و هر چه به آن غذا بدهند می‌خورد و باید عادت غذایی آن را تا قبل از به بلوغ رسیدن عوض کرد وگرنه بعد از بالغ شدن عادات غذایش بسیار سخت عوض می‌شوند. پیشنهاد شده‌است یک منبع غذایی دائمی برای خوکچه در نظر گرفته شود که همیشه در دسترسش باشد مثل علف خشک یا سایر غذاها چون این حیوانات به خوردن دائمی عادت دارند و اگر غذا در دسترسشان نباشد موهای خود را می‌جوند. زیرا دندانهای آنها در طول عمرشان به صورت پیوسته رشد می‌کند و برای اینکه دندان‌هایشان آنقدر رشد نکند که از دهانشان بیرون بزند باید دائماً آنها را بسایند که این مشکل تمام جونده‌ها می‌باشد. تعدادی از گیاهان که برای این حیوان سمی هستند عبارتند از سرخس، سیب زمینی ٬گل آلاله و به طور کلی هر گیاهی که دارای پیاز است و از پیاز می‌روید برای این حیوان سمی دانسته شده.
سلامتی
خوکچه‌ای مبتلا به کژگردنی.

بیماریهایی که خوکچه هندی ممکن است به آنها مبتلا شود عبارتند از٬عفونت تنفسی٬اسهال٬بیماریهایی که به علت کمبود ویتامین سی بروز می‌کنند مانند کم تحرکی٬دمل چرکی که معمولاً در گردن نمایان می‌شود و علت آن علف خشکی است که درون گلو را خراش داده است
غذای تهیه شده از گوشت خوکچه در پرو

یکی دیگر از خطرات برای خوکچه علف خشکی است که در زیر قفس این حیوان ریخته می‌شود که ممکن در چشم این حیوان برود و بر اثر پلک زدنهای مداوم و سریع او باعث خراشیدگی قرنیه وی بشود که باعث عفونت چشم این حیوان خواهد شد و باید به دامپزشک مراجعه نمود. همچنین گرد و خاک و علف خشک موجود در کف قفس این حیوان باعث عطسه کردن وی نیز می‌شود، اما اگر در فواصل معینی خوکچه عطسه کرد ممکن است به خاطر ذات الریه وی باشد. ذات الریه می‌تواند به خاطر سرما و یا خیس شدن و همراه با کج شدن گردن باشد و مرگ بار است.
Teddy guinea pig.jpg

برای اینکه بدن خوکچه هندی قوی تر باشد٬بدنش متراکم است تا بتواند راحت تر گرما و سرمای زیاد را تحمل کند. دمای بدنش بین ۳۸٫۵ تا ۴۰ درجه‌است و دمای ایده‌آل اطرافش مانند همان دمای مناسب برای انسان است (۱۸تا۲۴ درجه سانتی گراد). دمای هوای بیش از ۳۲ درجه برای خوکچه‌ها مخصوصاً خوکچه حامله زیاد بوده و مرگبار است. جایی که خیلی پر رفت‌وآمد است برای خوکچه‌ها خوب نیست زیرا باعث ترسشان می‌شود و رطوبت محل زندگیشان نباید از۳۰٪تا۷۰٪ فراتر برود. آکواریوم محل خوبی برای نگهداری از آنان نیست زیرا رطوبت زیادی دارد. ویژگی‌های خوکچه هندی: ۱- امکان برقراری ارتباط کامل با انسانها ۲- بسیار رام و دوست داشتنی بدون نیاز به آموزش اولیه ۳- شرطی شدن و یاد گیری آموزش‌های ساده ۴- تنوع رنگی بسیار بالا ۵- تنوع غذایی گسترده ۶- نگهداری بسیار آسان و مناسب زندگی آپارتمان نشینی ۷- جزء قدیمی‌ترین حیوانات خانگی
پانویس

Hystricomorpha
Caviidae
Caviinae

    Cavia

منابع
مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Guinea pig»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۲۳ اوت ۲۰۰۸).
به من بگو چرا٬دنیای شگرف حیوانات٬آرکدی لئوکوم٬دکتر سید خلیل خلیلیان. ناشر نشر فرجام چاپ هفتم ۱۳۷۳.
«منبع جعبه‌زیست» ‎(انگلیسی)‎. ویکی‌پدیای انگلیسی. بازبینی‌شده در ۱۹ نوامبر ۲۰۰۸

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 4
موضوع : | بازدید : 14
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در دوشنبه 25 ارديبهشت 1396ساعت 23:15 توسط کارشناس تغذیه |

قورباغه

پای قورباغه
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پای قورباغهٔ سرخ‌شده در شراب گُلی.
پای قورباغه

پای قورباغه یکی از خوراکی‌های شناخته شده در آشپزی فرانسوی و آشپزی چینی است. این خوراک همچنین در مناطق دیگر جهان مانند تایلند، اندونزی، ویتنام، منطقه آلنتیخو در پرتغال، اسپانیا، آلبانی، اسلوونی، شمال‌غرب یونان ایالت کرالای هندوستان و منطقه پیمونت در ایتالیا، و همچنین مناطق جنوبی ایالات متحده مصرف می‌شود. در سال ۲۰۱۴، اندونزی بزرگترین صادر کننده و همین‌طور مصرف‌کنندهٔ پای قورباغه جهان بود. در مناطقی مثل برزیل، مکزیک و کارائیب هنوز هم قورباغه‌ها را غیرخوراکی می‌دانند. پای قورباغه سرشار از پروتئین، اسید چرب امگا ۳، ویتامین آ و پتاسیم است.[۱] به خاطر عطر و طعم ملایم آنها و داشتن بافتی شبیه بال جوجه،[۲]اغلب گفته می‌شود مزهٔ آنها مثل جوجه[۳]است. مزه و بافت گوشت قورباغه تقریباً چیزی بین جوجه و ماهی است.[۴]قورباغه در بعضی از کشورها مثل ویتنام به صورت تجاری مطرح شد. ماهیچه‌های قورباغه به سرعت ماهیچه‌های حیوانات خون‌گرم (به عنوان مثال، جوجه) دچار جمود نعشی نمی‌شوند، بنابراین گرمای حاصل از پخت‌وپز می‌تواند موجب کشش ناگهانی و جمع شدن پاهای قورباغه گردد.

محتویات

    ۱ مسائل
        ۱.۱ تجاری
        ۱.۲ سلامتی
        ۱.۳ محیط ‌زیست
        ۱.۴ مذهبی
    ۲ در آشپزی دنیا
        ۲.۱ فرانسه
        ۲.۲ چین
        ۲.۳ اندونزی
        ۲.۴ ایتالیا
        ۲.۵ اسلوونی
        ۲.۶ کرواسی
        ۲.۷ اسپانیا
        ۲.۸ آلبانی
        ۲.۹ یونان
        ۲.۱۰ ایالت متحده
        ۲.۱۱ کارائیب
        ۲.۱۲ هندوستان
        ۲.۱۳ بریتانیا
    ۳ منابع

مسائل
یک کیسه از پاهای قورباغه بسته‌بندی شده و منجمد وارداتی از ویتنام
تجاری

میزان تجارت بین‌المللی پاهای قورباغه هر سال به ارزش ۴۰ میلیون دلار آمریکا است، که بیشتر کشورهای دنیا در این تجارت سهیم هستند.[۵] فرانسه، بلژیک و ایالات متحده بزرگترین واردکنندگان پای قورباغه هستند، در حالی که اندونزی و چین بزرگترین صادرکننده‌های بین‌المللی هستند.[۵] در حالی که این ارقام برای مصارف داخلی نیستند، وقتی میزان تولید قورباغه از مزارع در نظر گرفته شود، به طور محافظه‌کارانه تخمین زده می‌شود که در سراسر جهان هر سال انسان‌ها بیش از ۳٫۲ میلیارد قورباغه را به عنوان غذا به مصرف می‌رسانند.[۵]
سلامتی
محیط ‌زیست

بسیاری از طرفداران محیط‌ زیست اصرار دارند مصرف قورباغه بویژه قورباغه‌های شکار شده از طبیعت وحشی محدود گردد- به خاطر اینکه جمعیت دوزیستان کاهش می‌یابد و قورباغه‌ها از عناصر ضروری اکوسیستم هستند. طرفداران حفظ محیط ‌زیست هشدار می‌دهند که قورباغه‌ها نسبت به تغییرات محیطی، بیماری، تخریب زیستگاه و آلودگی حساس هستند بنابراین تقاضاهای مربوط به پخت‌وپز قورباغه مناطقی را به طور جدی تهی از قورباغه می‌سازد.[۶]
مذهبی

بر اساس قوانین دین یهود در مورد غذا، خزندگان و دوزیستان ناپاک هستند؛ بنابراین پای قورباغه کوشر نیست و استفاده از آن برای یهودیان ممنوع است.[۷]

بر اساس احکام غذایی اسلام گوشت قورباغه حرام است.[نیازمند منبع] گوشت قورباغه به دو دلیل حلال نیست: گوشتی که مصرف می‌شود نباید نفرت‌انگیز باشد و قورباغه به همراه مورچه، مگس و پرندگان دریایی حیواناتی هستند که نباید توسط مسلمانان کشته شوند. این وضعیت حرام بودن موجب جنجال در دماک، اندونزی شده است. مقامات آنجا از صاحبان رستوران‌ها خواسته‌اند پای قورباغه سرو نکنند، چرا که تصویر دماک را به عنوان اولین شهر اسلامی جاوه لکه‌دار کرده، و همچنین توسط ساکنان شهر که اساساً پیرو مکتب شافعی-که خوردن پای قورباغه را قدغن کرده هستند- مورد مخالفت واقع شده است.[۸] در احکام غذایی اسلام بحث‌ها و اختلافاتی در مورد مصرف پای قورباغه وجود دارد. جریانهای اصلی مذهب شافعی، حنفی و حنبلی با شدت خوردن قورباغه را ممنوع کرده است، اما براساس مکتب مالکی تنها خوردن نوع خاصی از قورباغه‌ها جایز است، قورباغه سبز معمولاً در مزارع برنج یافت می‌شود در حالی که انواع دیگر بویژه قورباغه‌هایی که پوست تاول زده دارند سمی و ناپاک در نطر گرفته می‌شوند و بنابراین نباید خورده شوند.
در آشپزی دنیا
پای قورباغه با سیر، آماده خوردن
فرانسه

مصرف گسترده پای قورباغه نسبتاً جدید، و مربوط به ۲۰۰ سال گذشته است.
چین
گوشت تازه قورباغه در مغازه‌ای درهایکو، چین

خوردن پای قورباغه در چین، بویژه در آشپزی سنتی جنوب چین رایج است. در بعضی از مناطق چین مثل سیچوآن غوک بزرگ آمریکایی و قورباغه خوک در مقیاس بزرگ در مزارع پرورش داده می‌شوند.[۹]

در آشپزی چینی، پاهای قورباغه معمولاً در روغن داغ تفت داده شده و با ادویه کمی مخلوط می‌شود، آهسته پخته شده و سرخ شده و یا توی کانکی-که در آشپزی کانتونی غذای محبوبی است- ریخته می‌شود
اندونزی
پاهای قورباغه پوشانده شده در خمیر و سرخ شده همراه با سس مایونز

در آشپزی اندونزیایی سوپ پای قورباغه سویکی یا سوایک نامیده می‌شود، و احتمالاً توسط مهاجران پینی به آنجا آورده شده و در آشپزی چینی- اندونزیایی محبوب است. سویکی اساساً سوپ پای قورباغه با مزه تند سیر، رنجبیل و دانه‌های تخمیر شدهٔ سویا همراه با برگ کرفس یا جعفری است.

اندونزی بزرگترین صادر کننده گوشت قورباغه-صدور بیش از ۵۰۰۰ تن گوشت قورباغه در هر سال-است که بیشتر آن به بلژیک، فرانسه و لوکزامبورگ صادر می‌شود.[۶] بیشتر عرضه پاهای قورباغه در اروپای غربی از مزارع قورباغه اندونزی سرچشمه می‌گیرد؛ بهرحال، این نگرانی وجود دارد که پاهای قورباغه صادر شده از اندونزی برخلاف مقررات از طبیعت وحشی صید شده و این کار ممکن است دوزیستان وحشی را با خطر مواجه کند.
ایتالیا

پای قورباغه غذایی رایج در بخشهای شمالی ایتالیا، بویژه سراسر پیمونت و لمباردی و در محدوده این دو شهر بویژه در ناحیه ورچلی پیمونت و نواحی پاویا و لوملینا در لمباردی است. پای قورباغه در این مکانها قسمتی از سنتهای آشپزی باستان و غذای اصلی معمولی است. مصرف قورباغه عمدتاً به دسترس بودن این حیوان با توجه به فعالیتهای روستایی و کشاورزی معمولی در این مکانها مربوط است. معلوم نیست آیا سنت مصرف قورباغه در طول تسلط فرانسوی‌ها نشات گرفته است و بنابراین توسط فرانسوی‌ها وارد شده است و یا قبل از آن زمان رایج بوده و فقط به خاطر تعداد زیاد قورباغه در این مناطق مربوط است.

حضور زیاد قورباغه‌ها عمدتاً به کشاورزی نمونه این مناطق مربوط است که همیشه به خاطر برنج معروفشان شناخته شده‌اند. در حقیقت مرتبط بودن تعداد زیاد قورباغه به کشت زیاد برنج درست است، چرا که به خاطر مزارع برنج و زیاد بودن سیستم کانال‌های آب مصنوعی که برای پر کردن مزارع برنج از آب در طول رشد برنج استفاده می‌شود محل زیست مناسبی را برای قورباغه‌ها فراهم می‌آورد. در طول دوره رشد وقتی مزارع هنوز زیر آب قرار دارند و حتی در طول زمانی که آب مزارع تخلیه می‌شود بطور کلی کشاورزان و مردم عادت دارند جمع شده و با یک تور به شکار قورباغه بروند، حتی در بعضی شهرها جلسات و بازیهای شکار قورباغه ترتیب می‌دهند.

پای قورباغه در این مناطق مورد توجه زیادی قرار گرفته و بسیاری از شهرهای این مناطق روستایی میزبان جشنواره‌های غذایی هستند کهsagre نامیده می‌شود و تمرکز آن بر روز قورباغه است و در آنجا قورباغه‌ها به روشهای گوناگونی آماده می‌شوند. این جشنواره‌ها معمولاً در طول تخلیه آب مزارع برنج تشکیل می‌شود. مصرف قورباغه‌ها موکداً به تولید برنج مشهور و سرزمین مادری بودن این زمینها برای غذای ایتالیایی به نام ریزوتو مربوط است، چرا که یک از رایج‌ترین غذاها ریزوتو با گوشت قورباغه (risotto alle rane)است. روش‌های معمولی دیگر برای سرو قورباغه قرار دادن آن در خمیر تخم‌مرغ یا خرده نان و سپس سرخ کردن آن و یا ریختن آن در سوپ یا خورشت است.
اسلوونی

پای قورباغه غذای محبوبی در آشپزی اسلوونی بویژه در مناطقی از اسلوونی شرقی است.[۱۰] پای قورباغه در لیوبلیانا، پایتخت کشور هم کاملاً محبوب است و «اساس آشپزی غذاهای سنتی شهر لیوبلیانا» محسوب می‌شود.[۱۱][۱۲] تا دوران مدرن پای قورباغه به عنوان غذای دوران روزه‌داری محسوب شده و بویژه در بهار محبوب بود.[۱۱] آنها همچنین غذای سنتی محبوبی در دره ویپاوه در بخش غربی اسلوونی هستند و در رستوران‌های بیشماری در نواحی سنتی پنجگانه اسلوونی سرو می‌شود.[۱۲]
کرواسی

پای قورباغه در بخشهایی از کرواسی، بویژه در منطقه گورسکی کوتار در شمال غربی کشور محبوب است. پای قورباغه در بخش شهری لکو به عنوان غذای ویژه در نظر گرفته می‌شوند. در آنجا پای قورباغه به صورت پخته یا سرخ شده و یا داخل خورش، گاهی اوقات هم کنار پالنتا سرو می‌شود.
اسپانیا

در قسمتهای غربی اسپانیا، اکسترمادورا و کاستیا و لئون، پای قورباغه را زیاد سرخ می‌کنند. اهالی این مناطق پای قورباغه را غذای لذیذی می‌دانند. پای قورباغه در اطراف ایبرو هم بسیار مورد توجه مردم است.
آلبانی

در آلبانی پای قورباغه به عنوان یک غذای خوشمزه در نظر گرفته می‌شود. قورباغه‌ها بیشتر از طبیعت رام نشده جمع‌آوری می‌شوند.[۱۳]
یونان

در یونان خوردن پای قورباغه بیشتر با شهر یوآنینا و دریاچه مجاور آن Pamvotida مرتبط است.
ایالت متحده

پای قورباغه در قسمت‌هایی از ایالت‌های جنوبی آمریکا، بویژه جنوب عمیق و ایالت‌های خلیج -جایی که نفوذ فرانسوی‌ها برجسته‌تر است- شامل :کارولینای جنوبی ،جورجیا، فلوریدا، آلاباما، میسوری و لوئیزیانا خورده می‌شود. در ایالت‌های شرقی هم پای قورباغه را می‌خورند ولی این کار رایج نیست. رایج‌ترین انواع قورباغه خوردنی گاوغوک آمریکایی و قورباغه لئوپارد است، چرا که تعداد آنها در آمریکا بویژه جنوب آن فراوان است.
کارائیب

قورباغه غول پیکر خندق قورباغه‌ای است که از روی محل زندگی و طعمش نامگذاری شده‌است و در مونتسرات و دومینیکا خورده می‌شود.این قورباغه در حال حاضر در معرض انقراض قرار دارد.[نیازمند منبع]
هندوستان

در بسیاری از قسمت‌های کرالا، بویژه کرالای مرکزی، پای قورباغه غذای لذیذی محسوب می‌شود. معمولاً آنها به صورت سرخ شده (و در مشروب فروشی‌های محلی به نام تادی شاپ) سرو می‌شوند.
بریتانیا

استخوان‌های پخته‌شدۀ پاهای قورباغه در یک حفاری باستان‌شناسی آمبزبری ویلتشر کشف شده است که به ۷۵۹۶ و ۶۲۵۰ قبل از میلاد باز می‌گردد.این مدرک نشان می‌دهد که پای قورباغه بخشی از رژیم غذایی محلی بوده است.بعضی‌ها این را مدرکی می‌دانند که مشخص می‌کند بریتانیایی‌ها قبل از فرانسوی‌ها شروع به خوردن پای قورباغه کرده‌اند.[۱۴]
منابع

مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Frog legs»، ویکی‌پدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۸ مارس ۲۰۱۲).

Nutrition Facts, and Analysis for Frog Legs, raw
"Frog legs - Ingredient". 2008. Retrieved 2008-07-17.
"Exotic Meats USA: What Things Taste Like". 2008. Retrieved 2008-07-17.
"Strange Meats: Frog Legs". 2011. Retrieved 2011-10-29.


    در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ پای قورباغه موجود است.

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 4
موضوع : | بازدید : 22
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در دوشنبه 25 ارديبهشت 1396ساعت 23:14 توسط کارشناس تغذیه |

خرگوش

حرام‌گوشت
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

حرام گوشت، به حیوانی گفته می‌شود که خوردن گوشت آن ممنوع و در اصطلاح شرعی حرام باشد.

محتویات

    ۱ تعریف حرام گوشت
    ۲ طبقه بندی حیوانات حرام گوشت
        ۲.۱ چهارپایان
            ۲.۱.۱ در اسلام
        ۲.۲ خزندگان
            ۲.۲.۱ در اسلام
        ۲.۳ آبزیان حرام گوشت
            ۲.۳.۱ در اسلام
        ۲.۴ پرندگان حرام گوشت
            ۲.۴.۱ در اسلام
        ۲.۵ حشرات حرام گوشت
            ۲.۵.۱ در اسلام
    ۳ منابع

تعریف حرام گوشت

اصطلاح حرام گوشت، اصطلاحی است که در ادیان و مذاهب به کار برده می‌شود و به حیوانی گفته می‌شود که خوردن گوشت آن در آن دین یا مذهب حرام شمرده شود. این که چه حیواناتی حرام گوشت هستند بسته به ادیان و مذاهب گوناگون فرق می‌کند.
طبقه بندی حیوانات حرام گوشت

فهرست حیوانات حرام گوشت ذیل گروه‌های ۱. چهارپایان، ۲. خزندگان، ۳. آبزیان، ۴. پرندگان و ۵. حشرات قابل تفکیک هستند. فهرست حیوانات حرام گوشت در ادیان و مذاهب گوناگون تفاوت‌های آشکار و قابل توجهی دارد.
چهارپایان
در اسلام

    چهارپایان حرام گوشت در مذهب امامیه: در فقه امامیه تمام اقسام چهارپایان علف خوار و نشخوار کننده که دارای سم هستندمانند اقسام گوسفند بز، گاو، شتر، حلال گوشت می باشند. خوردن گوشت اسب، قاطر و خر اهلی کراهت دارد و چهارپایانی که سیرابی نداشته باشند(گیاه خوار و نشخوارکننده نباشند)حرام گوشت هستند.[۱] از حیوانات وحشی ، آهو و غزال و گاو و گوسفند كوهى و گوزن و گورخر حلال است (جلد سوم تحریر الوسیله امام خمینی)
    چهارپایان حرام گوشت در مذهب شافعی: در فقه شافعی تمام اقسام گوسفند، بز، گاو، شتر، آهو و گوزن حلال گوشت هستند. خوردن گوشت اسب نیز حلال است. همچنین برخلاف فقه امامیه گوشت خرگوش، حلال و گوشت خر و قاطر، حرام است. گوشت روباه و کفتار هم حلال شمرده می‌شود. سایر چهارپایان نیز حرام گوشت هستند.[۲]
    چهارپایان حرام گوشت در مذهب حنفی: در فقه حنفی تمام اقسام گوسفند، بز، گاو، شتر، آهو و گوزن حلال گوشت هستند. خوردن گوشت اسب مکروه است. همچنین به مانند فقه شافعی و برخلاف فقه امامیه گوشت خرگوش، حلال و گوشت خر و قاطر، حرام است. گوشت روباه هم حلال شمرده می‌شود اما گوشت کفتار حرام است. سایر چهارپایان نیز حرام گوشت هستند.[۲]
    چهارپایان حرام گوشت در مذهب حنبلی: در فقه حنبلی تمام اقسام گوسفند، بز، گاو، شتر، آهو و گوزن حلال گوشت هستند. خوردن گوشت اسب حلال است. همچنین به مانند فقه شافعی و حنفی و برخلاف فقه امامیه گوشت خرگوش، حلال و گوشت خر و [قاطر، حرام است. گوشت روباه هم حرام شمرده می‌شود اما گوشت کفتار حلال است. سایر چهارپایان نیز حرام گوشت هستند.[۲]
    چهارپایان حرام گوشت در مذهب مالکی: در فقه مالکی تمام اقسام گوسفند، بز، گاو، شتر، آهو و گوزن حلال گوشت هستند. خوردن گوشت اسب حلال است. همچنین به مانند فقه شافعی و حنفی و برخلاف فقه امامیه گوشت خرگوش، حلال و گوشت خر و قاطر، حرام است.[۲] نکته قابل توجه در فقه مالکی این است که بنا بر قول مشهور، گوشت درندگانی چون روباه، کفتار، گرگ و... مکروه شمرده می‌شود. گوشت سگ و خوک هم حرام است.[۳]

خزندگان
در اسلام

    خزندگان حرام گوشت در دین اسلام: در فقه امامیه تمام اقسام خزندگان حرام گوشت هستند.[۴]
    خزندگان حرام گوشت در مذهب شافعی: در فقه شافعی اکثر خزندگان از جمله مار و تمساح حرام گوشت هستند.[۵][۶] اما گوشت سوسمار حلال شمرده می‌شود.[۷]
    خزندگان حرام گوشت در مذهب حنفی: در فقه حنفی همه خزندگان از جمله مار و تمساح حرام گوشت هستند.[۵][۶] گوشت سوسمار نیز برخلاف سایر مذاهب اهل سنت حرام شمرده می‌شود.[۷]
    خزندگان حرام گوشت در مذهب حنبلی: در فقه حنبلی اکثر خزندگان از جمله مار و تمساح حرام گوشت هستند.[۵][۶] اما گوشت سوسمار حلال شمرده می‌شود.[۷]
    خزندگان حرام گوشت در مذهب مالکی: در فقه مالکی خوردن خزندگان اگر ضرری برای انسان نداشته باشد حلال است.[۵] از نظر فقه مالکی تمساح جزء حیوانات دریایی محسوب و گوشت آن حلال شمرده می‌شود،[۶] مار هم اگر سمی نباشد و ذبح شرعی گردد (گردن آن قطع شود و ذکر یاد خدا شود) گوشت آن جایز است.[۶] گوشت سوسمار نیز حلال شمرده می‌شود.[۷]

آبزیان حرام گوشت
در اسلام

    آبزیان حرام گوشت در مذهب امامیه: در فقه امامیه، بنا بر سخن مشهور، همه آبزیان به جز ماهی فلس دار و میگو حرام گوشت هستند.[۱]
    آبزیان حرام گوشت در مذهب شافعی: درباره آبزیان از امام شافعی چهار قول نقل شده است: الف. قول نخست طبق دیدگاه احناف است. ب. نظایر جانوران حلال گوشت خشکی در دریا نیز حلال اند، مانند اسب آبی، و آن دسته از جانورانی که در خشکی حرام اند امثال آن‌ها در دریا نیز حرام محسوب می‌شود؛ مانند سگ دریایی، و بخشی از جانوران دریایی که در خشکی نظایری ندارند نیز حلال اند. پ. قورباغه، تمساح، لاک پشت، سگ و خنزیر دریایی حرام و سایر جانوران حلال هستند. ت. علاوه از قورباغه، همه جانوران دریایی حلال اند. نووی قول آخر ایشان را ترجیح داده و آن را نظریه «مفتی به» شوافع می داند.[۸]
    آبزیان حرام گوشت در مذهب حنفی: در فقه حنفی همه آبزیان به جز ماهی حرام گوشت هستند. ماهی تافی نیز از حکم حلّت مستثنی شده است. ماهی مرکب نیز نزد احناف مصداق تعریف ماهی نیست و خوردن آن حرام شمرده می‌شود.
    آبزیان حرام گوشت در مذهب حنبلی: در فقه حنبلی همه آبزیان حلال گوشت هستند.[۸]
    آبزیان حرام گوشت در مذهب مالکی: در فقه مالکی همه آبزیان حلال گوشت هستند.[۹]

پرندگان حرام گوشت
در اسلام

    پرندگان حرام گوشت در مذهب امامیه: در فقه امامیه تمام انواع مرغ خانگی، مرغابی، بوقلمون، شترمرغ، گنجشک، کبوتر، کبک، تیهو و بلبل حلال گوشت هستند. خوردن گوشت جغد، هدهد، چلچله، پرستو و زاغ مکروه است. در کراهت گوشت زاغ تاکید بیش تری شده است.[۱۰] برخی قائل به حرمت آن هستند. از طرف دیگر پرندگان دارای چنگال قوی یا ضعیف چون عقاب، باز، شاهین، لاشخور و کرکس و پرندگان مسخ شده چون خفاش حرام گوشت هستند. در موارد مشکوک پرندگانی که دارای یکی از این شرایط باشند حلال گوشت هستند: داشتن چینه دان، داشتن سنگ دان، داشتن خار پشت پا و بال زدن بیش از صاف نگه داشتن بال. حلیت و حرمت تخم پرنده‌ها هم از حلیت و حرام گوشت آن‌ها پیروی می‌کند.[۱۱]
    پرندگان حرام گوشت در مذهب شافعی: در فقه شافعی پرندگان دارای چنگال شکاری چون عقاب، باز، شاهین، لاشخور و کرکس حرام گوشت هستند. گوشت خفاش نیز حرام است.[۱۲] گوشت کلاغ هم حرام است.[۱۳] گوشت هدهد هم حرام است.
    پرندگان حرام گوشت در مذهب حنفی: در فقه حنفی پرندگان دارای چنگال شکاری چون عقاب، باز، شاهین، لاشخور و کرکس حرام گوشت هستند.[۱۴] گوشت خفاش نیز حرام است.[۱۲] خوردن گوشت زاغ نیز مکروه است.[۱۴] گوشت هدهد هم حرام است. سایر پرندگان حلال گوشت هستند.[۱۴]
    پرندگان حرام گوشت در مذهب حنبلی: در فقه حنبلی پرندگان دارای چنگال شکاری چون عقاب، باز، شاهین، لاشخور و کرکس حرام گوشت هستند.[۱۴] گوشت خفاش نیز حرام است.[۱۲] خوردن گوشت زاغ نیز حرام است.[۱۵] گوشت هدهد هم حرام است.
    پرندگان حرام گوشت در مذهب مالکی: در مذهب مالکی بنا بر قول مشهور همه پرندگان حلال گوشت هستند.[۱۶]

حشرات حرام گوشت
در اسلام

    حشرات حرام گوشت در مذهب امامیه: در فقه امامیه خوردن ملخی که بال درآورده و پرواز می‌کند حلال است[۱۱] و سایر حشرات حرام گوشت هستند.[۴]
    حشرات حرام گوشت در مذهب شافعی: در فقه شافعی خوردن ملخ حلال است[۱۷] و سایر حشرات حرام گوشت هستند.[۱۲]
    حشرات حرام گوشت در مذهب حنفی: در فقه حنفی خوردن ملخ حلال است[۱۷] و سایر حشرات حرام گوشت هستند.[۱۲]
    حشرات حرام گوشت در مذهب حنبلی: در فقه حنبلی خوردن ملخ حلال است[۱۷] و سایر حشرات حرام گوشت هستند.[۱۲]
    حشرات حرام گوشت در مذهب مالکی: در فقه مالکی خوردن ملخ حلال است. همچنین بر خلاف سایر مذاهب حشراتی که خوردن آن‌ها مضر نباشد و قومی به خوردن آن‌ها عادت داشته باشند حلال هستند.[۱۲]

منابع

سید محمود هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، جلد سوم، (قم: موسسه دائره المعارف فقه الاسلامی، ۱۳۸۷ش)، ص ۴۰۸.
«حکم خوردن گوشت»، سایت فتاوی،
«طیور مباح أکلها وأخری محرم»، سایت اسلام ویب، برخی از علمای مالکی قائل به حلیت و برخی دیگر هم قائل به حرمت گوشت درندگان هستند.
«اطعمه و اشربه»، ویکی فقه، w
«ما هو حکم تربیة الحشرات والزواحف»، سایت اسلام ویب،
«حکم خوردن گوشت تمساح و مار»، سایت فتاوی،
«حکم أکل لحم الضب»، سایت صیدالفوائد،
«حکم خوردن گوشت خرچنگ و ماهی مرکب»، پایگاه رسمی اهل سنت ایران،
موفق الدین عبد الله بن أحمد بن قدامة، المغنی، الجزء التاسع، (بی جا: دار إحیار التراث العربی، ۱۹۸۵م)، ص ۳۱۴: أن السمک وغیره من ذوات الماء التی لا تعیش إلا فیه، إذا ماتت فهی حلال.
سید روح الله خمینی، تحریر الوسیله، جلد سوم، ترجمه علی اسلامی، (قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۲۵ق)، ص ۲۷۵ تا ۲۷۹.
سید محمود هاشمی شاهرودی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، جلد دوم، (قم: موسسه دائره المعارف فقه الاسلامی، ۱۳۸۷ش)، ص ۲۵۵.
مصطفی جعفر پیشه‌فرد، درسنامه درآمدی بر فقه مقارن، (قم:، ۱۳۸۹ش)، ص ۴۲۴.
محمد بن إدریس الشافعی، فروع الفقه الشافعی، (بی جا: دارالمعرفه، ۱۴۱۰ق)، ص ۲۶۵.
قاضی ثناء الله پانی پتی، احکام فقه حنفی به زبان ساده، (بی جا: انتشارات فاروغ اعظم، بی تا)، ص ۱۰۳.
«الأعیان الحیوانیة من حیث حل أکلها وحرمته»، سایت الملتقی الفقهی، feqhweb.com.
«مذهب مالک فی أکل ذی الناب من السباع، وذی المخلب من الطیر»، سایت مرکز الفتوی، islamweb.net.
«آیا خوردن ملخ و گوشت خرگوش و روباه حلال است؟»، سایت مذاهب اسلامی،

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 4
موضوع : | بازدید : 16
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در دوشنبه 25 ارديبهشت 1396ساعت 23:14 توسط کارشناس تغذیه |

بلدرچین

بلدرچین
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
بلدرچین
بلدرچین معمولی، باغ وحشی در لهستان
بلدرچین آبی آسیایی
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو:     جانوران
شاخه:     طنابداران
رده:     پرندگان
زیررده:     نومرغان
فرورده:     نوآروارگان[۱]
راسته:     ماکیان‌سانان
تیره:     قرقاولیان
سرده:     بلدرچین
نام علمی
Coturnix coturnix
بوناتره، ۱۷۹۱

بلدرچین به گروه بزرگی شامل چندین سرده از پرندگان کوچک از راسته ماکیان‌سانان گفته می‌شود. این پرندگان شناخته‌شده‌ترین گونه‌های راستهٔ ماکیان‌سانان هستند. آن‌ها به دو بخش بلدرچین‌های بر جدید (تیرهٔ Odontophoridae) و بلدرچین‌های بر قدیم (تیرهٔ Phasianidae) تقسیم می‌شوند.

بلدرچین‌ها جثهٔ کوچک و خپلی دارند و زندگی بر روی زمین را ترجیح می‌دهند. از دانه‌ها و نیز حشرات و دیگر جنبندگان کوچک تغذیه می‌کنند. بر روی زمین لانه می‌سازند و بر پروازهای کوتاه و سریع قادرند، برخی گونه‌ها همچون بلدرچین ژاپنی و بلدرچین معمولی پرندگانی مهاجرند و توانایی پرواز در مسافت‌های طولانی را دارند. در برخی کشورها برخی گونه‌های بلدرچین در تعداد زیاد پرورش داده می‌شوند تا از تخم و گوشت آن‌ها استفاده شود و یا حتی در شکارگاه‌ها رها شوند. این پرنده در سکونت‌گاه‌های خود هم توسط انسان‌ها بطور گسترده‌ای شکار می‌شود تا از گوشت و پرهایش استفاده شود.

محتویات

    ۱ نام
    ۲ اسطوره‌ها
    ۳ نماد
    ۴ خواص درمانی در پزشکی سنتی
    ۵ گونه‌ها
        ۵.۱ بلدرچین‌های بر قدیم
        ۵.۲ بلدرچین‌های بر جدید
    ۶ پانویس

نام

پراکندگی گسترده و فراوانی نِسبی این پرنده در خاورمیانه با نام‌های مختلف برای آن در میان فارسی‌زبانان همراه بوده‌است. به‌جز «بلدرچین» که واژه‌ای در اصل ترکی و اصلی‌ترین نام این پرنده است. در زبان لری آن را «کوگ پور» (Kowgpoor) به معنی (فرزند کبک، همانند کبک) (کوگ: کبک ، پور: فرزند) می نامند. واژهٔ «کَرَک» در متون فارسی میانه و نیز در گویش هراتی و گویش‌های زبان کردی، در فارسی جدید به‌ویژه در گویش کرمانی واژهٔ «بدبده»، در فارسی کلاسیک واژهٔ «وَرْتِج/وَرْتیج/وَرْدیج» و در مازندران و برخی مناطق گیلان و سمنان «وَرده» از نام‌های دیگر این پرنده است. در زبان گیلکی نیز آن را «وُشُم/وُشوم» می‌نامند و سومین پادشاه زیاری را به جهت علاقه‌اش به شکار بلدرچین وشمگیر می‌نامند. در عربی از واژه‌های «سَمانی» و «سَلویٰ» استفاده می‌شود که به فارسی نیز راه یافته‌است. لامعی گرگانی شاعر سدهٔ پنجم می‌سراید:
باران و برف بارد بَر ما کنون زِ ابر         چون بر بنی سرائیل از آسمانْ سَمان

عنوان این پرنده در ویکی‌پدیای تاجیکی «بی‌دانه» است. به جز این مورد واژه‌هایی که تاجیک‌ها برای نامیدن این پرنده به کار می‌برند دقیقاً واژه‌هاییست که در سطرهای پیش آمد: ورتیش ، وریشک ، کَرَک ، سَلویٰ و و ُشم.
اسطوره‌ها
Coturnix coturnix

به روایت عهد عتیق (سِفْرِ خروج ۱۳:۱۶، سفر اَعداد ۳۱ـ۳۳:۱۱) بلدرچین یکی از مائده‌های آسمانی بود که یهوه برای اسرائیلیان سرگردان پس از مهاجرت از مصر فرو فرستاد. به این موضوع در قرآن (بقره: ۵۷، اَعراف: ۱۶۰ و طه: ۸۰) نیز اشاره شده‌است. این پدیده با توجه به مهاجرت بلدرچین‌ها از منطقه مدیترانه قابل تبیین است. این پرنده‌ها هر سال بهار در گله‌های پرشمار از مسیر صحرای سینا از آفریقا به اروپا و آسیا مهاجرت می‌کنند و در پائیز مسیر رفته را بازمی‌گردند. از آن‌جا که این پرندگان در ارتفاع بسیار کم پرواز کرده و خیلی زود خسته می‌شوند و بر زمین می‌نشینند، به راحتی شکار می‌شوند.[۲]

در برخی کتب قدیمی از جمله برهان قاطع افسانه‌ای دربارهٔ بلدرچین نقل شده که خاستگاه وی را از دریا می‌داند. مرتضی زبیدی در این مورد می‌نویسد: «سُمانی (بلدرچین) ... از پرندگان مهاجر است، ولی دانسته نیست از کجا می‌آید. حتی برخی می‌گویند که از دریای شور بیرون می‌آید، و دیده می‌شود که با بالی فرورفته در آب دریا و بال دیگر مانند بادبانی گسترده بر روی آب، بر سطح دریا پرواز می‌کند...» این افسانه از آن‌جا نشأت گرفته که چون بلدرچین توانایی جسمی برای پروازهای طولانی را ندارد در فصل مهاجرت از بادهای موافق برای پروازهای کمک می‌گیرد و گله‌های بزرگ بلدرچین در پاییز از اروپا به شمال آفریقا و شرق مدیترانه کوچ می‌کنند و در بهار به اروپا باز می‌گردند. در هنگام عبور از مدیترانه اغلب خسته شده به دریا می‌افتند و با همان روشی که زبیدی آورده: «با بالی فرورفته در آب دریا و بال دیگر مانند بادبانی گسترده بر روی آب» خود را به ساحل می‌رسانند. تا دهه ۱۳۲۰/۱۹۴۰ هر سال در دو فصل بهار و پائیز میلیون‌ها بلدرچین در سواحل مدیترانه بدین‌سان گرفته می‌شد ولی شمار آن‌ها از آن پس کاهش یافته‌است.[۳]

این پرنده را در عربی کلاسیک، «قَتیل الرَّعد» می‌نامند، زیرا تصور می‌کنند از شنیدن غُرّش آذرخش از ترس می‌میرد.

در فارسی نیز آن را «بَدبَده» نامیده‌اند چرا که بر پایه افسانه‌ای ایرانی این پرنده به‌ناحق دانه‌ای گندم از مال کودک صغیری خورد، و سپس از این کارِ بد خود پشیمان شده، دائماً تکرار می‌کند که «بَد بَده» [=] کار بَدْ بد است. در واقع صدای آوازش به تکرار واژهٔ بَدبَد می‌ماند که همین صوت سرچشمهٔ پدید آمدن داستان افسانه‌وار فوق گردید.
نماد

تصویر بلدرچین
w

در خط هیروگلیف مصری به جای حرف و به کار میرفته است.
خواص درمانی در پزشکی سنتی

در پزشکی سنتی خواص گوناگونی برای بلدرچین برشمرده‌اند، از جمله این‌که بگفتهٔ شریف ادریسی «لیسیدنِ زهره بلدرچین برای درمان صرع سودمند است، و چکانیدن خون آن در گوش دردمند، گوش‌درد را درمان می‌کند، و استمرار در خوردن گوشتِ آن دلِ سخت را نرم می‌سازد، و گویند که این خاصیت فقط در قلب اوست».

عبدالملک بن زُهْر اندلسی طبیب قرن ششم هم به این اشاره می‌کند که «گوشتِ بلدرچین سنگ کُلیه و مثانه را خُرد می‌کند، و مدرّ بول است».

برخی پزشکان قدیم و بسیاری از عوام نیز تصور می‌کنند که تخم بلدرچین زبان انسان را گویا کرده و موجب می‌شود تا کودکان پیش از موعد زبان باز کنند. این باور ناشی از پرچانگی و صدای بلند بلدرچین نسبت به جثهٔ اوست که آن را حمل بر فصاحت وی کرده‌اند.

در جداول زیر ترکیب گوشت و تخم بلدرچین مشاهده می‌شود:

ترکیب گوشت بلدرچین در ۱۰۰ گرم:[۴]
ترکیب گوشت     میانگین
آب     ۶۵–۶۲ (درصد)
چربی     ۳ (درصد)
پروتئین     ۲۶ (درصد)
مواد معدنی     ۶–۳ (درصد)
انرژی     (Kcal/ ۱۰۰g) ۸۰

ترکیب تخم بلدرچین در ۱۰۰ گرم:[۴]
ترکیب تخم     میانگین
آب     ۸/۷۳ تا ۳/۷۴ (درصد)
چربی     ۴/۱۲ تا ۱/۱۱ (درصد)
پروتئین     ۶/۱۱ تا ۱/۱۳ (درصد)
مواد معدنی     ۱/۱ (درصد)
انرژی     (Kcal/ ۱۰۰g) ۱۶۱
کلسترول     ۸۴۴ mg/dl (درصد)
گونه‌ها
بلدرچین‌های بر قدیم

    سرده بلدرچین‌های اصلی
        بلدرچین معمولی، Coturnix coturnix
        بلدرچین ژاپنی، Coturnix japonica
        بلدرچین کاهگلی، Coturnix pectoralis
        †بلدرچین نیوزیلند، Coturnix novaezelandiae (منقرض)
        بلدرچین بارانی، Coturnix coromandelica
        بلدرچین هارلکین، Coturnix delegorguei
        †بلدرچین جزایر قناری، Coturnix gomerae (منقرض)
        بلدرچین قهوه‌ای، Coturnix ypsilophora
        بلدرچین آبی افریقایی، Coturnix adansonii
        بلدرچین آبی آسیایی یا شاه‌بلدرچین، Coturnix chinensis
    سرده Anurophasis
        بلدرچین برفی، Anurophasis monorthonyx
    سرده بلدرچین‌های بوته‌زار
        بلدرچین بوته‌زار جنگلی، Perdicula asiatica
        بلدرچین بوته‌زار صخره، Perdicula argoondah
        بلدرچین بوته‌زار رنگی، Perdicula erythrorhyncha
        بلدرچین بوته‌زار مانیپور، Perdicula manipurensis
    سرده Ophrysia
        بلدرچین هیمالیا، Ophrysia superciliosa (در خطر جدی انقراض/منقرض)

بلدرچین‌های بر جدید

    سرده Oreortyx
        بلدرچین کوهی، Oreortyx pictus
    سرده زیباپوش
        بلدرچین پولکدار، Callipepla squamata
        بلدرچین آراسته، Callipepla douglasii
        بلدرچین کالیفرنیا، Callipepla californica
        بلدرچین گمبل، Callipepla gambelii
    سرده Philortyx
        بلدرچین نواری، Philortyx fasciatus
    سرده بلدرچین‌های تپه‌ای
        بلدرچین تپه‌ای شمالی، Colinus virginianus
        بلدرچین تپه‌ای گلوسیاه، Colinus nigrogularis
        بلدرچین تپه‌ای شکم‌خالدار، Colinus leucopogon
        بلدرچین تپه‌ای تاجدار، Colinus cristatus
    سرده بلدرچین‌های جنگلی
        بلدرچین جنگلی مرمری، Odontophorus gujanensis
        بلدرچین جنگلی بال خالدار، Odontophorus capueira
        بلدرچین جنگلی گوش سیاه، Odontophorus melanotis
        بلدرچین جنگلی جلوخرمایی، Odontophorus erythrops
        †بلدرچین جنگلی جلوسیاه، Odontophorus atrifrons
        بلدرچین جنگلی بلوطی، Odontophorus hyperythrus
        بلدرچین جنگلی پشت‌سیاه، Odontophorus melanonotus
        بلدرچین جنگلی سینه‌خرمایی، Odontophorus speciosus
        بلدرچین جنگلی تاکارکونا، Odontophorus dialeucos
        بلدرچین جنگلی گلوپوش، Odontophorus strophium
        بلدرچین جنگلی ونزوئلایی، Odontophorus columbianus
        بلدرچین جنگلی سینه‌سیاه، Odontophorus leucolaemus
        بلدرچین جنگلی صورت‌نواری، Odontophorus balliviani
        بلدرچین جنگلی درخشان، Odontophorus stellatus
        بلدرچین جنگلی خالدار، Odontophorus guttatus
    سرده Dactylortyx
        بلدرچین آوازخوان، Dactylortyx thoracicus
    سرده خم‌پنجه
        بلدرچین مانتیزوما، Cyrtonyx montezumae
        بلدرچین ریزچشم، Cyrtonyx ocellatus
    سرده Rhynchortyx
        بلدرچین صورت‌برنزه، Rhynchortyx cinctus

پانویس

Neognathae
Jewish Encyclopedia QUAIL
اعلم، هوشنگ. بلدرچین. دانشنامهٔ جهان اسلام

    «خواص گوشت و تخم بلدرچین». خبرگزاری شرق استان اصفهان، 20 دی 1392. بازبینی‌شده در 21 اسفند 1392.

    معنای واژهٔ «بلدرچین» را در ویکی‌واژه ببینید

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 4
موضوع : | بازدید : 15
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در دوشنبه 25 ارديبهشت 1396ساعت 23:13 توسط کارشناس تغذیه |

جانوران

شترمرغ
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
شترمرغ
نر (چپ)، ماده (راست)
وضعیت بقا

کمترین نگرانی (IUCN 3.1)
[۱]
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو:     جانوران
شاخه:     طنابداران
رده:     پرندگان
راسته:     سینه‌پهنان
تیره:     شترمرغیان
سرده:     شترمرغ
گونه:     S. camelus
نام علمی
Struthio camelus
لینه، ۱۷۵۸
پراکنش کنونی زیرگونه‌های شترمرغ
سر
پا

شترمرغ (نام علمی: Struthio camelus) نوعی پرنده بی‌پرواز بومی آفریقا و نوشخوارکننده از راستهٔ سینه‌پهنان Struthioniformes است. شترمرغ بزرگترین پرندهٔ زنده دنیاست و تخم آن نیز از هر پرنده زنده دیگری بزرگتر است (البته فیل‌مرغهای ماداگاسکاری و موآهای نیوزیلندی که به تازگی منقرض شده‌اند بزرگتر بودند و تخم‌های بزرگتری هم داشتند)

شترمرغ ظاهر منحصربه‌فردی دارد که آن را از پرندگان دیگر متمایز می‌کند. آنها با گردن و پاهای بلند خود قادرند با سرعت حدود ۷۰ کیلومتر بدوند که بالاترین سرعت زمینی در میان تمام پرنده‌هاست. غذای اصلی شترمرغ گیاهان است اما از بی‌مهرگان هم تغذیه می‌کنند. آنها به صورت گروهی و در گروه‌های پنج تا پنجاه نفری گذران زندگی می‌کنند و در هنگام خطر یا برای پنهان شدن روی زمین دراز کشیده یا فرار می‌کنند اما اگر در گوشه‌ای گیر افتاده و را فراری نداشته باشند با پاهای قدرتمند خود به دشمن حمله می‌کنند.

شترمرغ‌ها اهلی هم شده‌اند و در برخی نقاط دنیا پرورش داده می‌شوند. پرهای آنها کاربرد زینتی دارد و در پوشاک هم استفاده می‌شود. پوست آنها برای تولید چرم استفاده شده و گوشتشان نیز در بازار عرضه می‌شود.

شترمرغ نر پرهای سیاهی دارد و انتهای پرها و بال‌های آن سفید است ولی پرهای شترمرغ ماده قهوه‌ای رنگ است. سر و گردن شترمرغ بدون پر و طاس است. این پرنده اغلب بصورت گروهی در بین گله‌های پستانداران علفخوار همچون گورخر و گاومیش و کل یال‌دار به سر می‌برد.

محتویات

    ۱ ویژگی
    ۲ انواع
    ۳ تولید مثل
    ۴ دشمن طبیعی
    ۵ شتر مرغ اهلی
    ۶ محصولات شترمرغ
    ۷ جستارهای وابسته
    ۸ منابع

ویژگی

شترمرغ‌ها معمولاً بین ۶۳ تا ۱۴۵ کیلوگرم هستند. نژاد شترمرغ آفریقای شرقی به طور متوسط ۱۱۵ کیلوگرم نر و ۱۰۰ کیلوگرم ماده وزن دارد. به طور استثنا وزن شترمرغ ماده هم به ۱۵۶٫۸ کیلوگرم هم می‌رسد. در زمان بلوغ (دو تا چهار سال) قد شترمرغ‌های نر به ۲٫۱ تا ۲٫۸ متر می‌رسد در حالی که شترمرغ‌های ماده ۱٫۷ تا ۲ متر ارتفاع دارند.

جوجه‌های شترمرغ حنایی رنگ هستند و لکه‌های قهوه‌ای پر رنگ دارند. در اولین سال زندگی، جوجه‌ها در هر ماه ۲۵ سانتی‌متر رشد می‌کنند. در اولین سال زندگی شترمرغ‌ها حدود ۴۵ کیلوگرم وزن دارند. عمر طبیعی شتر مرغ طولانی است و در حدود ۴۰ تا ۵۰ سال می‌باشد اما عمر اقتصادی پرورش شتر مرغ ده سال بیشتر نیست. سن کشتار شتر مرغ جهت تولید گوشت و پوست از ۱۰ تا ۱۴ ماهگی و میانگین بلوغ جنسی نر و ماده در حدود ۳۰ ماه می‌باشد. پرهای شترمرغ نر غالباً سیاه است و دم سفید رنگی دارند. دم یکی از گونه‌های شترمرغ به رنگ زرد و قهوه‌ای است. پوست گردن و ران شترمرغ ماده مایل به صورتی و خاکستری است، در حالی که برای شترمرغ‌های نر آبی - خاکستری است. خاکستری یا صورتی بودن وابسته به گونه شترمرغ دارد.[۲]

بر خلاف تصور و آنچه در رسانه‌ها مطرح شده است، شترمرغ‌ها هیچ‌گاه سر خود را هنگام ترس، درون زمین نمی‌کنند.[۳]
انواع

پنج زیرگونه از شترمرغ شناخته شده‌است:

    شترمرغ جنوبی: یا شترمرغ سیاه (S. c. australis) در جنوب آفریقا که در سواحل جنوبی رودخانه‌های زامبزی و کونن زندگی می‌کند.
    شترمرغ شمال آفریقا: یا شترمرغ گردن‌قرمز (S. c. camelus) پرتعدادترین نوع شترمرغ که زیستگاه از اتیوپی و سودان در شرق به سوی حاشیه صحرای بزرگ آفریقا تا سنگال و موریتانی در غرب ادامه می‌یابد. این زیرگونه در گذشته در نواحی شمالی‌تر مثل مصر و جنوب مراکش نیز می‌زیسته‌است. شترمرغ شمال آفریقا با ۲٫۷۴ متر قد و ۱۵۴ کیلو وزن و سرعتی بیش از ۷۲ کیلومتر بر ساعت، بزرگ‌ترین و سریع‌ترین پرنده روی زمین است.[۴] سر آن سرخ‌رنگ، پووشش بدن نرها سیاه و سفید و ماده‌ها خاکستری است.
    شترمرغ ماسائی: (S. c. massaicus) در شرق آفریقا. پرهای کوچکی به رنگ نارنجی روشن بر روی سر، گردن و ران‌هایشان دارند. فقط در جنوب کنیا، اتیوپی و بخش‌هایی از جنوب سومالی حضور دارند.
    شترمرغ عربی: (S. c. syriacus) زیرگونه انقراض یافته‌ای که در گذشته در تعداد بسیار در شبه‌جزیره عربستان، سوریه و عراق زندگی می‌کرد و نسل آن در حدود سال ۱۹۶۶ به‌کلی نابود شد.
    شترمرغ سومالی: (S. c. molybdophanes) در شمال شرقی کنیا، جنوب اتیوپی و سومالی. گردن و ران آن‌ها سربی‌رنگ است. برخلاف دیگر شترمرغ‌ها گله‌ای زندگی نمی‌کند بلکه بیشتر تنها یا جفتی دیده می‌شوند. در شمال شرق کنیا با شترمرغ ماسائی زیستگاه مشترکی دارند. برخی این شترمرغ را گونهٔ مجزایی محسوب می‌کنند.

تولید مثل

زمان جفت‌گیری در شترمرغ‌ها بسته به مکان زندگیشان متفاوت است. در شرق آفریقا، شترمرغ‌ها در فصل خشک اقدام به جوجه‌گذاری می‌کنند. نر با پاهای خود خراش‌هایی در زمین ایجاد می‌کند و ماده همراهش در حفره‌های پدید آمده تخم‌های خود را می‌گذارد. دیگر ماده‌ها نیز تخم‌های خود را در همین حفره‌های روی زمین قرار می‌دهند. ماده در طول روز، و نر درهنگام شب از تخم‌ها نگهبانی می‌کند. تخم‌های نگهبانی نشده می‌توانند مورد هجوم کرکس‌ها و دیگر درندگان قرار گیرند. در کل، کمتر از ۱۰ درصد کل آشیانه‌های اولیه در دوره سه هفته‌ای گذاشتن تخم و شش هفته‌ای خوابیدن بر روی تخم سالم می‌مانند.[۳]

پرنده نر به‌هنگام جفت‌گیری با باد کردن گلوی خود غرشهای رسائی برمی‌آورد ولی به طور کلی و در سایر موارد شترمرغ‌ها فاقد صدای خاصی می‌باشند

شترمرغ ماده در فصل بهار به صورت یک روز در میان تخمگذاری نموده و در هر مرحله ۱۴ تا ۲۱ تخم می‌گذارد. وزن تقریبی هر تخم یک کیلو و نیم است. شترمرغ ماده در فصل تخم‌گذاری بسیار خشمگین و عصبانی است و اگرکسی مزاحمتی برایش ایجاد سازد با لگد ضربه محکمی بر او وارد می‌کند. پرندگانی مانند شترمرغ استرالیایی، کسوری و ری‌ها با اندک اختلافی در رنگ و پرها و محل زندگی، از تیره شترمرغ‌ها هستند.
دشمن طبیعی

شترمرغ‌ها به عنوان پرنده‌ای بدون قابلیت پرواز در حیات وحشِ غنی ساوانای آفریقا با دشمنان طبیعی متعددی روبرو هستند. یوزپلنگ، شیر، پلنگ، سگ وحشی آفریقایی و کفتار خال‌دار از مهم‌ترین دشمنان این پرنده هستند. شترمرغ، با سرعت بالای خود در دویدن، قادر است از چنگ بیشتر آنها بگریزد، و به همین جهت اغلب شکارچیان با کمین کردن، یک پرنده را غافلگیر می‌کنند، به‌جز یوزپلنگ که با سرعت بسیار بالای خود موفق‌ترین دشمن طبیعی شترمرغ‌های بالغ محسوب می‌شود.

شغال‌ها، پرندگان شکاری مختلف، و خدنگ‌ها از مهم‌ترین شکارچیان جوجه‌شترمرغ‌ها هستند. والدین برای نجات جوجه‌هایشان سعی می‌کنند حواس شکارچی را پرت کنند، اما گاهی اوقات وارد نبرد خونینی با شکارچی می‌شوند و در چنین نبردهایی حتی توانایی کشتن قدرتمندترین دشمن خود، یعنی شیرها را هم دارند.
شتر مرغ اهلی

این دام به دلیل قدرت متابولیسمی بالا و تبدیل غذا به انرژی، رشد سریع، عمر مفید و طولانی و تولید مثل بالا از دیگر دام‌ها متمایز می‌باشد.

این دام به دلیل سازگاری با محیط زیست و آب و هوای متفاوت (از ۳۰ درجه سانتیگراد زیر صفر تا پنجاه بالای صفر) از نظر نگهداری، کم هزینه‌ترین جایگاه را به خود اختصاص داده‌است. با حصارکشی روی زمین‌های خاکی و ایجاد سایه‌بان، می‌توان از شترمرغ نگهداری کرد. غذای این پرنده، یونجه، علف، تخم علف‌ها، دانه‌ها، غلات، شکوفه‌ها وجوانه‌های سبز، میوه و گیاهان دانه‌دار می‌باشد.

این پرنده برخلاف سایر دام‌ها می‌تواند در دشتها و فلاتها نیز زندگی کند و به دلیل داشتن سیستم گوارشی مناسب، آن هم به گونه‌ای که غذا به مدت ۴۲ ساعت در معده این پرنده گردش می‌کند، تمام مواد مغذی در بدنش جذب می‌شود.

شترمرغ با رشد سریعی که دارد، پس از یک ماهگی، روزی یک سانتیمتر رشد کرده و در سن ده ماهگی قابل کشتار می‌باشد و این نشان دهنده رسیدن این پرنده به رشد اصلی است.
محصولات شترمرغ
تخم شترمرغ
دستهٔ شترمرغ در پرورشگاهی در منطقهٔ لواسانات، تهران

    گوشت قرمز که کم چرب و کم کلسترول با طبیعتی گرم و دارای آهن است که گوشت این پرنده را از سایر گوشت‌های قرمز متمایز می‌سازد.
    پوست نرم، لطیف و با مقاومت بالا که با داشتن فولیکول‌های پرروی پوست، امتیاز دیگر این پرنده نسبت به سایر دام‌ها است. به طوری که پوست شترمرغ در بازارهای جهانی تا ۴۰۰ دلار قیمت دارد.
    روغن آن تسکین دهنده درد، رفع خشکی، دارای اسیدهای چرب امگا ۳ و ۶ و ۹ می‌باشد.
    پر این پرنده در دوران باستان نماد پادشاهان و سرداران بوده‌است.
    مغز این پرنده در درمان بیماری آلزایمر مؤثر است و از بافت زانوی شترمرغ جهت دستگاه‌های الکترونیکی، مخابراتی استفاده می‌شود. حتی می‌توان قرنیه چشم این پرنده را به قرنیه چشم انسان پیوند زد.

جستارهای وابسته

    شترمرغ استرالیایی

منابع

BirdLife International. Struthio camelus. IUCN Red List of Threatened Species. Version 2013.2, 2012. Retrieved 6 June 2014.
ویکی‌پدیای انگیسی
Encyclopedia of Birds, 18
«جانوران رکورددار» ‎(انگلیسی)‎. پارک ملی جانورشناسی اسمیتسونین. بازبینی‌شده در ۵ نوامبر ۲۰۱۱.

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 4
موضوع : | بازدید : 15
برچسب ها : جانوران ,
+ نوشته شده در دوشنبه 25 ارديبهشت 1396ساعت 23:13 توسط کارشناس تغذیه |

فارماکوپه

 

بومادران معمولی
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
    این مقاله نیازمند ویکی‌سازی است. لطفاً با توجه به راهنمای ویرایش و شیوه‌نامه، محتوای آن را بهبود بخشید.
بومادران معمولی
طبقه‌بندی علمی
فرمانرو:     گیاهان
Division:     گیاهان گلدار
رده:     دولپه‌ای‌ها
راسته:     گل مینا
تیره:     گل‌ستاره‌ای‌ها
سرده:     بومادران
گونه:     A. millefolium
نام علمی
Achillea millefolium
لینه

بومادران یا بومادران هزاربرگ (در متون طب سنتی حزنبل) گیاهی است از تیرهٔ گل‌ستاره‌ای‌ها از سردهٔ بومادران

گیاهی است علفی و یکساله، دارای ساقه و شاخه‌های راست به ارتفاع ۲۵ تا ۶۰ سانتیمتر که در نواحی بحرالروم (مدیترانه) و غالب نقاط ایران می‌روید. این گیاه به رنگ سبز مایل به زرد با دمبرگ دراز و گلهایی مجتمع بصورت خوشهٔ دراز در کنارهٔ برگها دارد. دانه اش تقریباً کروی و صاف است. سرشاخه‌های گل دار این گیاه بعلت دارا بودن اسانس بوی مخصوص دارند. مشک چوپان در طب عوام بعنوان خلطآور مصرف می‌شود و برای آن اثر ضد تشنج و نیرو دهنده و تسکین دهنده تنگی نفس ذکر شده است.[۱] به آن مشک داش هم گفته شده‌است.[۲]

محتویات

    ۱ تاریخچه
    ۲ ویژگی‌های گیاه‌شناسی
    ۳ خرده نگاری
    ۴ Assay
    ۵ محل رویش و زمان جمع‌آوری
    ۶ بخش مورد استفاده
    ۷ فراورده‌ها
    ۸ خواص درمانی
    ۹ ترکیب با گیاهان دارویی دیگر
    ۱۰ طریقه و مقدار مصرف
    ۱۱ عوارض جانبی
    ۱۲ موارد احتیاط و منع مصرف
    ۱۳ تداخلات دارویی
    ۱۴ بخش‌های داروئی
    ۱۵ ترکیب‌های شیمیائی
    ۱۶ خواص درمانی
    ۱۷ منابع

تاریخچه

نام لاتین این گیاه برگرفته از نام آشیل، قهرمان افسانه‌ای یونان است. گفته می‌شود در دوران نبردهای تروآ (حدود ۱۲۰۰ سال قبل از میلاد) از بومادران برای درمان زخم و جلوگیری از خونریزی و عفونت استفاده می‌شد. ضمناً این گیاه در دورة ساکسون‌ها برای دفع چشم بد به کار می‌رفت و نیز در مراسم سحر و جادو هم از آن استفاده می‌شد. نام مرسوم آن یعنی «خون دماغ» کاربرد سنتی بند آورنده خونریزی آن را بیان می‌کند.
ویژگی‌های گیاه‌شناسی

گیاهی است پایا، به ارتفاع ۲۰ تا ۹۰ سانتیمتر و حتی بیشتر که برگ‌هایی بدون دمبرگ، دراز و پوشیده از کرک دارد که دارای بریدگی‌های زیاد و باریکی است. گل‌های سفید رنگ آن به صورت کاپیتول کوچک و مجتمع، گل‌آذین دیهیم در قسمت انتهایی ساقه قرار گرفته‌اند. کاپیتول‌های کوچک و متعدد آن به طول ۴ تا ۸ میلی‌متر و به عرض ۲ تا ۵ میلی‌متر می‌باشد و در هر کاپیتول آن، دو نوع گل، یکی زبانه‌ای و سفید رنگ، واقع در حاشیه گل آذین و دیگری لوله‌ای و واقع در ناحیة وسط، دیده می‌شود. همه قسمت‌های گیاه دارای بوی نافذ و تلخ مزه‌است. بومادران گونه millefolium دارای گل‌های سفید رنگ می‌باشد ولی گونه santolina از نظر اندازه، گیاهی کوچک‌تر و دارای گل‌هایی به رنگ زرد با بویی معطر و نافذ است. خودگیاه بومادران ساقه‌ای به ارتفاع ۱۰-۳۵سانتیمتردارد. گونه‌های دیگرآن برحسب نوع ومحل روییش ارتفاعی به اندازهٔ ۱۰-۸۰ و۱۵-۵۵ و۱۵-۴۰ دارند
خرده نگاری

گرد بومادران به رنگ سبز روشن با بوی معطر و مخصوص و طعم تلخ بوده و در زیر میکروسکوپ شامل قسمت‌های زیر است: تارهای غیرترشحی که اختصاصی است، بخشی از فیبرهای ساقه، بخشی از گلبرگ با پارانشیم کنگره‌ای، بخشی از میلة پرچم و دانه گردة به شکل کروی و خاردار.
Assay

تعیین مقدار اسانس: ۳۰ g اندام هوایی گیاه را با۵۰۰ mL آب داخل بالنی با حجم mL ۱۰۰۰ ریخته و با سرعتmL ۳-۴ در دقیقه، به مدت ۴ ساعت تقطیر کرده و با حلال گزیلن تعیین مقدار می‌شود. میزان خاکستر تام: حداکثر ۱۰٪ میزان خاکستر تام نامحلول در HCl: حداکثر ۲٫۵٪ میزان رطوبت: در اثر خشک کردنg ۰٫۵ پودر گیاه در oven با دمای Cﹾ۱۰۵- ۱۰۰ به مدت ۲ ساعت، بیش از ۱۲٪ ورن کاهش نیابد.
محل رویش و زمان جمع‌آوری

بومادران علف هرز مزارع است و به صورت خودرو در دشت‌ها و کنار جاده‌ها و نواحی کوهستانی اروپا و در مناطقی از شمال ایران و ارتفاعات البرزو درکوههای کرمان بخصوص کوه هزار وکوه بیدخوان بردسیر می‌روید. زمان گلدهی گیاه از اواخر اردیبهشت تا پایان تیرماه و بهترین زمان برداشت نیمه اول تیرماه است. بومادران در گویش شمال خراسان و آذربایجان[نیازمند منبع] ساریگل نام دارد. بومادران ازتیرهٔ کاسنی واز تیره مرکبیان است انواع مختلفی دارد که درکتاب فلور ایلام موجودوثبت شده می‌باشد این گیاه در استان ایلام به وفوریافت می‌شود. بومادران با گلهای زرد رنگ در استان لرستان نیز می‌روید و در گویش لری «برنجداس» نامیده می‌شود.
بخش مورد استفاده

تمامی بخش های گیاه بجز ریشه
فراورده‌ها

اشکال موجود: کپسول، عصاره، پودر، چای، تنتور، لوسیون، baths داروی موجود در بازار: یکی از اجزای متشکله پودر شیرینوش از شرکت گل دارو و از اجزای دهانشویه پرسیکا از شرکت پورسینا می‌باشد.
خواص درمانی

    گل:

درمان مشکلات سیستم تنفسی: ضد حساسیت، قابض مخاط، ضد احتقان، خلط آور، عصاره روغنی (حاصل عصاره گیری از گل): ضد التهاب و ضد اسپاسم، مرطوب‌کننده پوست، پاک کننده آرایشی، ضد شوره سر، محرک رشد مو، التیام دهنده موضعی (کاربرد در ساخت شامپوها)

    برگ:

محرک انعقاد خون، التیام دهنده زخم و جراحات. جویدن برگ تازة آن برای دندان درد توصیه می‌شود.

    بخش‌های هوایی:

درمان مشکلات سیستم گوارشی: آرام بخش دردهای معدی، محرک گوارشی، مقوی معده، ضد نفخ، ملین، صفرا آور، برطرف کننده بی اشتهایی، رفع کننده بواسیر، درمان مشکلات سیستم ادراری- تناسلی: ضد عفونی کننده مجاری ادراری، ادرار آور، قاعده آور، منظم کننده قاعدگی، کاهش دهنده خونروی ماهیانه و کاهش درد، درمان مشکلات سیستم قلبی-عروقی: تونیک خونی، محرک گردش خون، شل کننده عروق محیطی، کاهنده پر فشاری خون، ضد ترومبوز مغزی و شریانی، تقویت کننده رگ‌های واریسی، معرق و تب بر، ضد ویروس، ضد باکتری، ضد کرم، پشه کش، حشره کش، شستشو دهنده و ضد عفونی کننده، درمان اگزما و سایر مشکلات پوستی، ضد درد و مسکن
ترکیب با گیاهان دارویی دیگر

    بذر کرفس: افزایش دفع اسید اوریک و درمان نقرس
    آقطی و نعناع: مفید برای سرماخوردگی و آنفلوآنزا
    زیژفول یا بداغ برفی: درمان فشار خون بالا
    افشرهٔ دم اسب و بارهنگ نیزه‌ای: درمان شکنندگی مویرگ‌ها
    سپرک و دم شیر: درمان PMS و قاعدگی دردناک

طریقه و مقدار مصرف

۴-۲ گرم از سرشاخه‌های گلدار را با حدود یک لیوان آب به مدت ۱۰ دقیقه جوشانده و صاف کرده و پس از سرد شدن، یک تا سه بار در روز میل شود (با نبات یا عسل).
عوارض جانبی

بومادران جزو گیاهان با حداقل عوارض جانبی است و در دوز مصرفی سر شاخه‌های گلدار به صورت دم کرده، عوارض جانبی آن نادر است ولی با این حال عوارض زیر را به آن نسبت داده‌اند: خواب آلودگی، سداسیون، تهوع، استفراغ، بی اشتهایی، حساسیت به نور (مصرف دراز مدت)، درماتیت تماسی (به احتمال قوی در اثر گوایانولید پراکسیدها از جمله آلفا- پروکسی آشی فولید)
موارد احتیاط و منع مصرف

حاملگی (محرک انقباض رحم است)، شیردهی، کودکان زیر دو سال، حساسیت به بومادران و سایر اعضای خانوادهٔ Compositae از مصرف این دارو در ناحیهٔ اطراف و داخل چشم خودداری شود.
تداخلات دارویی

با آنتی اسیدها، H2 Blockers، مهارکننده‌های پمپ پروتون ← کاهش اثرات داروها با آنتی کواگولانت‌ها و ضد پلاکت‌ها (هپارین، وارفارین، سالیسیلات) ← افزایش ریسک خونریزی با داروهای ضد فشار خون ← کاهش بیش از حد فشار خون با مضعف‌های CNS (مسکن- خواب آورها، الکل، opiateها، باربیتورات‌ها) ← over sedation با املاح آهن ← کاهش جذب املاح ◄مصرف با فاصلهٔ ۲ ساعته از هم
بخش‌های داروئی

    سرشاخه‌های گل دار
    برگ

گل بومادران جهت دفع کرمهای معده و روده بسیار مفید می‌باشد. منع مصرف برای اشخاصی که دارای حساسیت‌های فصلی می‌باشند وجود دارد. جهت بهبود سوءهاضمه و دیگر موارد گوارشی مفید است. مقدار مصرف برای اشخاص بالغ روزانه ۲۵ گرم بیشتر توصیه نمی‌شود.
ترکیب‌های شیمیائی

    روغن‌های فرار: کامازولن، کامفر و ...
    سزکویی ترپن: لاکتون آکیلئین

خواص درمانی

ضد التهاب، ضد تب، ضد اسپاسم، آرام بخش دردهای معدی، محرک گوارشی، مقوی معده، ضد نفخ، ملین، صفرا آور، برطرف کننده بی اشتهایی، ضد میکروب قوی، ضد ویروس، ضد باکتری، ضد کرم، شستشو دهنده و ضد عفونی کننده، ضد عفونی کننده مجاری ادراری، ادرار آور، معرق، ضد درد و مسکن، قابض مخاط، ضد حساسیت، ضد احتقان، خلط آور، شل کننده عروق محیطی، کاهنده پر فشاری خون، ضد ترومبوز مغزی و شریانی، تقویت رگ‌های واریسی، التیام دهنده زخم و جراحات، بند آورنده خونریزی، قاعده آور، منظم کننده قاعدگی، کاهش دهنده خونروی ماهیانه و کاهش درد، رفع کننده بواسیر، ضد شوره سر، مرطوب‌کننده پوست.
منابع

لغتنامه دهخدا: مشک چوپان.

    فرهنگ فارسی معین

    به نقل از کتاب داروهای گیاهی رسمی ایران

فارماکوپه گیاهی ایران

امتیاز بدهید : 1 2 3 4 5 6 | امتیاز : 4
موضوع : | بازدید : 16
برچسب ها : ,
+ نوشته شده در دوشنبه 25 ارديبهشت 1396ساعت 23:13 توسط کارشناس تغذیه |

صفحه قبل 1 صفحه بعد
تبلیغات متنی
بک لینک ارزان
تبادل لینک رایگان
تبادل لینک رایگان